تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسرار النقطة ( توحيد مكاشفان ) ( فارسى ) — صفحة 4

مساهمون:

ص٤
عظمت سرمديش « 1 » از هر كس كه خواست پوشيده گشت ، سپاس مر او را كه به قدرتش ويژگىها و خصوصيات نقطه را دلالتى بر حقايق احدى غيبى خويش ، و تابشگاههاى حقايق آن را كه در پهنهء نگارش آشكاراند ، عكس‌هايى از شئون تجليات ذاتى « 2 » خود ، و فرود آمدن نشانه‌هاى قدسيش قرار داد ، و باز آن را به حكمت « 3 » خويش هيولا « 4 » و مادهء صورت‌هاى حروف نوشتنى و اصول كلمات نگاشتنى گردانيد ، سپس آن را به آنچه كه بدان و از آن ظاهر ساخته بود پنهان ساخت ، تا دلايل بر امور الهى روشن باشد ، و ايجاد
هامش
- نيست ، و آن « لا شئى » محض است ، پس در احديتش نيازى به وحدت ، و تعيّنى كه بدان از چيزى امتياز يابد ندارد ، چون چيزى غير او وجود ندارد ، پس وحدتش عين ذات خودش است ؛ اين وحدت است كه منشأ احديت و واحديت است ، چون عين ذات - از آن جهت كه ذات « لا به شرط » است - مىباشد ، يعنى مطلقى كه شامل « به شرط لا » است آن احديت است و « به شرط شئى » واحديت مىباشد ، يعنى : وجود « لا به شرط » ذات احديت است و وجود « به شرط لا » وجود منبسط است و وجود « به شرط شئى » وجود كثرات و موجودات خارجى است ؛ و حقايق در ذات احديت ، مانند درخت‌اند در « دانه » و آن غيب غيوب است . تجلى دوم تجلىاى است كه بدان اعيان ممكنات ثابته كه شئون ذات الهىاند ظاهر مىگردد ، و آن تعيّن اول است به صفت عالم و قابل بودن ، چون اعيان ، معلومات اولين و ذاتى اويند كه قابل تجلى شهودى مىباشند ، و حق تعالى به اين تجلى از مقام احديت به مقام واحديت - به واسطهء نسبت‌هاى اسمائى - فرود مىآيد . تجلى شهودى عبارت است از ظهور وجود كه به نام نور ناميده مىشود ، و آن ظهور حق تعالى است به صور اسماء خود در موجودات ، كه آنها خود صور اسماءاند ، و اين ظهور عبارت است از نفس رحمانى كه بدان كليه موجودات موجوديت مىيابند . ( 1 ) . دهر ، باطن زمان است و سرمد ، باطن دهر ، سرمد وعاء عالم آخرت و اسماء و صفات الهى است ، همچنان كه زمان وعاء متغيرات و دهر ، وعاء ثابتات ، و حكما گفته‌اند : نسبت متغير به متغير ، زمان است و نسبت متغير به ثابت ، دهر است و نسبت ثابت به ثابت سرمد مىباشد . ( 2 ) . شيخ عبد الرزاق كاشانى در كتاب اصطلاحات الصوفيه گويد : شئون ذاتى عبارت است از اعتبار نقش‌هاى اعيان و حقايق در ذات احديت ، مانند درخت و شاخه‌ها و برگ‌ها و شكوفه‌ها و ميوه‌هاى آن در « دانه » و اين آن چيزى است كه در مقام واحديت ظهور پيدا مىكند و به واسطهء قلم تفصيل مىيابد . ( 3 ) . حكمت عبارت است از علم به حقايق اشياء و اوصاف و خواص و احكام آنها - آن گونه كه هستند - و ارتباط سبب‌ها به مسبب‌ها ، و اسرار نظام آفرينش و موجودات ، و عمل به مقتضاى آن . ( 4 ) . هيولا نام چيزى است كه تمام صور در آن ظاهر مىشود ، پس هر باطنى كه در خود صورتى را ظاهر مىگرداند هيولاست .