تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسرار النقطة ( توحيد مكاشفان ) ( فارسى ) — صفحة 5

مساهمون:

ص٥
دگرگونىهايش در فراخناى نگارش اشاره به دگرگونى انعكاسات انوار وحدت الهى ، گاهى در قوابل مراتب كثرت كونى و استهلاك ذات موجودات ، و گاه ديگر در غلبهء برق‌هاى اطلاقات حقّى خود و هويت غيبى خويش باشد . 2 و درود الهى بر آن كس كه وى را به تمام جهانيان فرستاد تا مردمان را به بارگاه صمدى هدايت و راهنمايى كند ، و او را خصوصيّتى عنايت فرمود كه پرده از رازهاى عوالم زيرين و برين بردارد ، و نيز درود بر اهل بيت و خاندان او - كه گنجوران رازهاى بلنداند - و بر ياران و اصحابش كه پرده داران گفتار والايند باد . 3 اما بعد : چون بين دانشوران شايع و پخش است كه برترين و بالاترين علوم ، علم توحيد است ، يعنى به واسطهء برترى موضوعش و عظمت مقام معلومش ( كه حق تعالى است ) - و اگر چه موضوع علم كلام و حكمت فلسفى ( نظرى ) نيز موضوع همين علم است - لذا گفتگو از چگونگى رسيدن بنده به مقام و بارگاه ربوبى ، و نزديكى به ساحت الوهى كه نهايت درخواست و پايان اهداف ( انسانى ) است ، و دانستن رازهاى اسماء الهى و صفات و مظاهر « 1 » آيات او در عوالم زيرين و
هامش
( 1 ) . محقق كاشانى در كتاب اصطلاحات گويد : اسم در اصطلاح اهل عرفان لفظ نيست ، بلكه ذات است كه به اعتبار صفتى وجودى - مانند عليم و قدير - و يا به اعتبار عدمى - مانند قدوس و سلام - اسم ناميده مىشود ؛ و اسماء ذاتى عبارت است از چيزى كه وجودش بر وجود غير متوقف نيست ، و اگر چه بر اعتبار و تعلق آن توقف دارد - مانند عليم و قدير - و اينها به نام اسماء اولين و مفاتيح غيب و ائمهء اسماء ناميده مىشود و آنها هفت‌اند : حى و عالم و مريد و قادر و سميع و بصير و متكلم ، عرفا اسم « حى » را امام تمام اسماء امام قرار داده‌اند ، چون ذاتا بر « عالم » پيشى دارد ، زيرا حيات شرط در علم است و شرط بر مشروط طبعا پيشى دارد ، و نزد من « عالم » امام تمام اسماء امام است ، چون امامت امرى نسبى است و اقتضاى مأموم دارد ، و امام از مأموم شريف‌تر است ، و علم اقتضاى بعدى را دارد كه معلومى به آن قائم باشد ( يعنى به اقتضاى معلوم داشتن ، چون به اعتبار معلوم است كه عالم مشخص مىشود و هر دو متحداند ) در حالى كه حيات غير از « حى » اقتضايى ندارد ، پس آن عين ذات است و اقتضاى نسبتى ندارد ؛ اما اينكه علم برتر و شريف‌تر از آن است ، مشخص و معلوم است ، از اين روى گفته‌اند : علم عبارت است از نخستين چيزى كه ذات بدان تعيّن مىپذيرد - برعكس « حى » - زيرا « حى » مانند وجود واجب اقتضاى نسبت نمىكند و طبعا از تقدمش ، امامت لازم نمىشود ، آيا نمىنگرى كه مزاج معتدل براى بدن شرط حيات است ؟ و شكى نيست كه حيات از جهت شرف بر آن برترى دارد .
أسرار النقطة ( توحيد مكاشفان ) ( فارسى ) — صفحة 5 | محمد خواجوى / امير سيد على همدانى