« با » - كه بدان از « الف » جدا مىگردد - نيست ، براى اينكه اگر « الف » از مرتبهء اطلاقش به مرتبهء تقيدش در صورت « بايى » - كه اولين مرتبهاش در عالم كثرت است - فرود آيد ، امتيازش جز به واسطهء نقطهء « بايى » - كه بدان از غير خودش از حروف ديگر امتياز مىيابد - امكانپذير نيست .
همين طور حق تعالى ، چون از مرتبهء ذات و مقام اطلاق و صورت احديتش فرود آمد ، امتياز اين صورتهاى مقيد از او ، جز به واسطهء نقطهء قيدى امكانى كه تحت تعيّن اويند و بدان از ديگر موجودات امتياز مىيابد ، امكانپذير نيست ؛ نخستين صورت از اين صور مقيد ، گاهى به نام عقل و گاه ديگر به نام روح و ديگر گاه به نام نور . . . تا نهايت موجودات ، ناميده مىشود ، همچنان كه اولين صورت مقيد حروفى گاهى به نام « باء » و گاه ديگر به نام « جيم » و ديگر گاه به نام « دال » . . . تا پايان حروف ناميده مىشود .
و به واسطهء عظمت و ارجمندى صورت مقيد نخستين كه در مراتب حروف ، برابر با « باء » است ، از پيغمبر صلى الله عليه و آله وارد شده كه : ظهر الموجودات من باء بسم الله الرحمن الرحيم ، يعنى : موجودات از « باء » بسم الله الرحمن الرحيم پديد آمدهاند ، و از آن جهت كه تقيّد و تميّز آنها به واسطهء نقطه « باء » تميّزى - يعنى امكانى حدوثى - مىباشد ، از على عليه السلام وارد شده كه :
انا النقطة تحت الباء ، يعنى : من همان نقطهء زير « باء » هستم ؛ و از كاملان از اوليا نقل شده كه فرمودهاند : بالباء ظهر الوجود و بالنقطة تميّز العابد عن المعبود ، يعنى : به واسطهء « باء » وجود پديدار گشت و به سبب نقطه ، عابد از معبود امتياز پيدا كرد .
أسرار النقطة ( توحيد مكاشفان ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه مترجم 34
مساهمون: محمد خواجوى
صمقدمه مترجم ٣٤