تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
سياحت بسيار نقاط را درنوشت و هنر وى نويسندگى بود . اين مرد پنهانى كار مىكرد تا روزى كه از كارش پرده برافتاد و آشكارا قيام كرد و بسيار فتنه‌ها كه برپا نمود و در زمانى كم بر قلعه‌هاى مرتفع چيره شد . به كارهاى زشتى چون حمله و كشتار دست زد . كار اين جماعت بر مردم پوشيده بود و همچنين زمانى به كارهاى زشت خود ادامه مىدادند تا به مرام خود رسيدند زيرا دولت وقايع‌نگار و خبرگزاران نداشت . در حكومت سلسله ديلمى و پادشاهان قبل از ديلميان هيچ طرف كشور و هيچ شهرى از خبرنگار و صاحب بريد خالى نبود ازين‌رو اخبار نقاط دور و نزديك و وضع افراد گردنكش و مطيع بر حكومت پوشيده نبود . در سلسله سلجوقى چون آلب ارسلان محمد بن داود به سلطنت نشست درباره خبرنگاران نظام الملك با وى گفتگو كرد . آلب ارسلان پاسخ داد : ما نيازى به خبرنگار و صاحب بريد نداريم . در هر شهرى از شهر - هاى دنيا ما دوستان و دشمنان داريم . اگر خبرنگار از روى غرض به ما گزارش دهد قطعا دوست را دشمن و دشمن را دوست به ما معرفى مىكند . پس سلطان بسبب اين خيالى كه برايش پيش آمد رسم داشتن خبرنگار و تشكيلات بريد را موقوف كرد . هنگامى كه جماعت اسماعيليان ريشه دواندند و محكم شدند و قلعه‌ها را پناهگاه ساختند آنگاه اهميت خبرگزار و صاحب بريد معلوم گرديد . اين جماعت راه‌ها را ناامن و بزرگانرا مىكشتند . يكى از آنان بر جماعتى از مردم حمله مىكرد درحالىكه مىدانست درين حمله كشته خواهد شد . هيچ يك از پادشاهان در نگاهدارى نفس خود از ستم آنان چاره نداشت . مردم نسبت به اسماعيليه دو قسمت تقسيم شده بودند . جماعتى علنا با آنان دشمنى مىكردند و مىزدند و مىخوردند . دسته ديگر با آنان مسالمت مىكردند و پيمان سازش مىنمودند . هركس با آنان دشمنى مىكرد از