مىكرد .
مؤلف گفت : درست مانند اينكه ابو الضياء حمصى مقصودش نظام الملك بوده در شعرى كه گفته است .
« دو دست تو همين براى چهار كار خلق شدهاند و نظير تو در ميان بندگان خدا نيست . اين چهار كار عبارتند از : شمشير از نيام كشيدن .
بخشش . بوسيدن مردم . گرفتن لجام اسب . »
مؤلف گفت : در اداره كشور آنچه كه سليمان بن عبد الملك نسبت به ايرانيان گفته بود با وجود نظام الملك به صدق پيوست .
گفته بود : من ازين ايرانيان شگفت دارم . هزاران سال سلطنت كردند و يك ساعت بما محتاج نشدند در صورتى كه ما صد سال است كه حكومت مىكنيم و يك ساعت از آنان بىنياز نيستيم .
در وزارت نظام الملك نويسندگان زبردست تربيت شدند و به منصب و مقام رسيدند . درگاه وزير همواره محل اجتماع دانشمندان و پناهگاه آنان بود . نظام الملك خود خبره و بينا بود . از احوال دانشمندان جويا مىشد . و از كار و دانش و سوابق هريك مىپرسيد . در هركس كه شايستگى حكمرانى مىديد او را به حكومت مىگماشت . هركس را شايسته مقام بالاتر حس مىكرد او را بدرجهاى و الا ترفيع مىداد . اگر استعداد تدريس و تعليم در دانشمندى مىديد او را در كار معاش بىنياز مىكرد و حوائج او را رفع مىنمود و برايش شهريه برقرار مىساخت تا مردم از دانش او بهره برگيرند .
گاهى چنين دانشمندى را به شهرى كه از زيور فضل برهنه بود روانه مىكرد تا حق را پايدار و باطل را نابود كند .
هنگامى نظام الملك به وزارت نشست كه شيرازه كارهاى كشور گسيخته بود . احكام اسلامى مسخ شده بود . اين ايام پايان حكومت ديلميان
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 66
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص٦٦