تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣

روزگار سلطنت جلال الدنيا و الدين ابو الفتح ملكشاه بن آلب ارسلان يمين امير المؤمنين

درفش سلطنت ملكشاه در خلافت امير المؤمنين القائم باللّه كه خدا از وى خشنود باد طبق معمول بسته شد . اين واقعه در اواخر خلافت و پايان عمر خليفه اتفاق افتاد . در دم رفتن مثل اينكه خليفه بدين دو بيت مترنم بود : « اى دو دوست من ! از ام عمر و معشوق من بپرسيد كه اسير وى چگونه شب را به روز آورد . او در زنجير بسته بود و در اطراف وى اسيران آزاد مىشدند . اگر اين اسير كشتنى است ؟ قطعا با كشتن از رنج چنين زندگى خلاص مىشود و اگر بر وى منت مىنهى پس او را آزاد ساز » پس از القائم امير المؤمنين المقتدى بامر اللّه كه خدا گورش را نورانى فرما ياد به خلافت نشست و سلطان ملكشاه با او بيعت كرد . مؤلف گفت : ملكشاه پادشاهى بود كه دادگرى و انصاف و بخشش اخلاق او بود . شجاع و متهور و در راى و تدبير صواب كار بود . شايسته تخت و تاج و انگشترى فرمانروائى بود . روزگار حكومت ملكشاه بهترين زمان سلسله سلجوقى بود ابتدا و انتهاى حكومت و شروع و پايان كار وى با نيكوئى و طالع بلند همراه بود . به هيچ كشورى لشگر نكشيد مگر آنكه آن را فتح كرد و دشمن را مقهور و مستأصل ساخت . هنگامى كه به شام و انطاكيه رفت به سرحد قسطنطنيه رسيد مقرر فرمود كه هر سال ازين كشور هزار دينار زر سرخ به خزانه وى تحويل شود . در شهرها و جاهائى كه فتح كرده بود پنجاه منبر براى تبليغ احكام اسلام برقرار كرد . به شهر رى بازگشت كه از