و ابتداى دولت سلجوقيان بود . در رفتن آن حكومت و آمدن اين سلسله شهرها ويران و خالى از سكنه شده بودند . ستمكاران بر شهرها دست گشوده بودند و در هر گوشه ناله و ضجه ستمديدگان بلند شده بود و مجالس انس به محافل عزادارى تبديل گرديده بود .
نظام الملك ترتيب و نظم بار ديگر در كشور برقرار كرد و احكام دينى را اجراء نمود . شهرها را آبادان ساخت و بناها بنيان نهاد . عادت برين جارى شده بود كه ماليات ولايات را به مصرف سپاهيان مىرساندند و رسم تيول و اقطاع دادن قبل از نظام الملك مجرا نبود . نظام الملك به علت مختل بودن امور و خرابى ولايتها دانست كه ماليات و محصول از آنها به دست نمىآيد ازين رو شهرها را به عنوان تيول ميان سپاهيان تقسيم كرد كه از محصول آنها استفاده كنند . سپاهيان تصميم به آبادانى شهرها گرفتند و بر اثر كوشش آنان در كمترين مدت به بهترين صورت شهرها آباد شدند .
خويشاوندهائى سلطان داشت كه به بستگى به سلطان مىنازيدند و به مردم ستم مىكردند . دستدرازى اينان را موقوف كرد و از تجاوزشان جلوگيرى نمود . با سياست و تدبير در كار آنان ترتيب ايجاد كرد و تمام آنان را اداره كرد . گاهى هزار دينار براى يكى از سپاهيان حقوق تعيين مىكرد و نصف اين مقررى را به شهرى از شهرهاى روم حواله مىداد و نيم ديگر آن را به - دورترين نقاط خراسان . صاحب حواله چون از وصول مقررى مطمئن بود و مىدانست نوشتهاى كه امضاى وزير را دارد قابل نكول نيست خوشحال و راضى بود . كشورى كه با شمشير بدست آمده بود با قلم خواجه بزرگ تقسيم و اداره مىشد . در اموال وقف و مصالح عامه مردم مورد اعتماد مىگماشت و در كارش كمال سختگيرى بهكار مىبرد . مأمور اينگونه كار را از گناه مىترساند و به پاداش ترغيب مىنمود . نمىگذاشت نادرستان اموال
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 67
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص٦٧