اوقاف را بخورند . آنها را به اشخاص امين و مورد اعتماد مىسپرد .
پادشاهان اطراف و اميران كشورها را موظف كرد كه به خزانه سلطان در مقابل مصون بودن از تعرض بارهائى ماليات و خراج بفرستند .
قرار داده بود كه پادشاهان و اميران به درگاه سلطان بيايند و رسوم دربار را رعايت كنند . و هنگام نياز با سپاه سلطان را مدد كنند . سرانجام خزينههاى سلطان را با اموال ذخيره پر كرد و صحرا را از انبوه سپاه بپوشاند . در دولت خواجه فرزندانش نشو و نما كردند و به مقامات عالى دست يافتند . پس از آنكه خزينهها و سپاههاى زياد فراهم آورد براى دانشمندان و شايستگان حقوقى تعيين كرد كه تأخير و تبديل نمىشد . بخشش سلطان را ميان دانشمندان ميراث قرار داد بطورى كه وارث آنان به اندازه مفروض از آن مىبردند و از حوادث روزگار در امان بودند . خلاصه كارهاى سخت بر نظام الملك آسان شد . آرزوهاى وى برآورده گرديد و اقطار شرق و غرب در اطاعت و فرمان او درآمدند .
شرح حال بزرگان و نويسندگان روزگار خواجه بزرگ اينان كمال و شرف و سيد الرؤسا و ابن بهمنيار و تاج الملك بودند
مؤلف گفت : نظام الملك دو نفر همكار امين داشت . اين دو كمال - الدوله ابو الرضا فضل اللّه بن محمد صاحب ديوان طغرا و انشاء و دومين شرف الملك ابو سعد محمد بن منصور بن محمد صاحب ديوان زمام و استيفاء بودند . هريك ازين دو نفر خردمند و هوشمند و داراى مقام و ثروت بود . اين دو معدن بخشش بودند و هريك در كار نائبى داشت . نايب كمال الدوله فرزندش سيد الرؤسا ابو المحاسن محمد كه مردى نيكبخت و مورد قبول همه مىبود در خدمت