تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
در ماه ربيع الاول سال 470 بود . قاضى در مذهب شافعى بود . هم پاكيزه دامان و هم هوشمند بود . مؤلف گفت : در سال 468 خشك‌سالى از راه دررسيد . خوراكى قحط شد و قوتها به ضعف گرائيد سرانجام خداوند بلا را از شهرها و مردم بگرداند و حادثه را رفع نمود . مؤلف گفت : درين سال امير حلب نصر بن محمود قلعه منبج را از دست روميان بگرفت و از ستم آنان آزادش ساخت . در سال 469 على بن ابى منصور ارسلان خاتون دختر داود را كه در نكاح خليفه القائم بود و از زمان درگذشت برادرش آلب ارسلان از بغداد بيرون شده بود و در مرگ قائم نيز در بغداد نبود به تزويج فرامرز بن علاء الدوله بن كاكويه درآورد . اين بانو به جاى سيدى قرشى مردى ديلمى اختيار كرد و در عوض شوهرى امام و پيشوا همسرى امى ( بيسواد ) گرفت . در همين سال شيخ امام ابو نصر فرزند ابو القاسم قشيرى كه خدايش بيامرزاد به قصد حج به بغداد آمد . از دانش خود چراغى فرا راه مردم گرفت و در مدرسه نظاميه و رباط صوفيان مجلس مىگفت و موعظه مىنمود . عقايد اشعريان را آشكار كرد . گمان مىكرد كه دلائل يكتاپرستانى كه خدا را منزه از صفات مخلوق مىدانند ثابت خواهد كرد و شبهه‌هاى فرقه‌اى كه به تجسم خدا عقيده دارند باطل مىكند . مردم عوام بشوريدند . فرقه حنبليان ببازار مدرسه ريختند و جماعتى را كشتند و بىرسمى كردند . مؤيد الملك بن نظام الملك از لشگرگاه به شهر آمد ولى نتوانست شورش را رفع و شورشيان را منع كند . نظام الملك اين فتنه را به خانواده ابن جهير ( وزير خليفه ) نسبت داد و كينه‌اى بر ديگر كينه‌هائى كه از آنان داشت اضافه كرد .