عميد الدوله فرزند وزير از نظام الملك طلب عفو كرد و چندان مهربانى و دلنمودگى نمود كه وى را به رحمت آورد و قلب او را كه لبريز از دشمنى بود پر از دوستى ساخت و وى را مجبور كرد كه به وزارت او رضا بدهد . نظام الملك دختر خود را به نكاح پسر عميد الدوله درآورد و نامهاى به گوهر آئين نوشت در بازگشتن به كار و رعايت احترام عميد الدوله .
همچنين از خليفه درخواست كرد كه از گذشته چشم بپوشد و از گناه عميد الدوله گذشت كند .
عميد الدوله به بغداد رسيد و خليفه وى را از كار باز داشت و خانه نشين ساخت . خليفه به نيابت از وزارت ابو شجاع محمد بن حسين را گماشت و او مدتى بدون بالش وزارت كارها را مىراند . سپس عميد الدوله ابن جهير در سال 472 به وزارت نشست و خلعتهائى كه مشعر بر احترام و تكريم بود به وى اعطاء گرديد . امين الدوله ابن موصلايا فرمانى را كه در بزرگداشت او صادر شده بود بر مردم خواند .
امام عماد الدين محمد بن محمد بن حامد منشى اصفهانى كه خدايش بيامرزاد گفت : كتابى كه انوشروان وزير تأليف كرده بود و من آن را به عربى ترجمه كردم از اينجا شروع مىشود . آنچه كه من تا اينجا نوشتهام در حقيقت مدخل و مقدمه كتاب وزير است . كتاب فارسى وزير از اينجا شروع مىشود و من در پايان روزگار هر سلطانى حوادثى كه در آن روزگار رخ داده و انوشروان آنها را ذكر نكرده در ترجمه خود مىآورم . بهرحال رساله تاريخى انوشروان از اينجا شروع مىشود و توجه خوانندگان با ترجمه عربى رساله كامل مىگردد .
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 62
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص٦٢