تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
ابراهيم ينال با او مخالفت كرد و پيمان بشكست . به قصد دشمنى طغرل به همدان رفت . سلطان هم به دنبال او در مدت هفت روز از نصيبين به همدان رفت . طغرل وزير خود عميد الملك و همسرش خاتون را ببغداد فرستاده بود . پس به آنان نامه نوشت و خواست كه بحضور آيند خليفه آنانرا از آمدن بازداشت . در بغداد اخبار بىاصل و شايعات بىاساس هولناك پىدرپى جريان يافت . گاهى از آمدن بساسيرى ببغداد و گاهى شكست طغرل را از برادر در دهانها مىگرداندند . مؤلف گفت : عميد الملك كندرى مىخواست فرمان ولايتعهدى از خليفه براى انوشيروان فرزند خاتون ( همسر طغرل ) بگيرد و از مال پنهان و آشكار خود بسيارى درين منظور هزينه كرد ولى انوشيروان و عميد الملك موفق نشدند و اين رشته را نتابيدند . خاتون قصد كرد كه عميد الملك و انوشيروان را در بند كشد . آنان نيز فرار برقرار اختيار كردند . عميد الملك خود را به اهواز در پناه هزار اسب بن بنگير بن عياض افكند و از سختى برست . خاتون سفر كرد و سلطان را مىخواست . درين سفر فرزندش انوشيروان بوى ملحق شد . اين واقعه در سال 451 واقع شد . درين روزگار به علت سستى كار خلافت تباهى بساسيرى به سرحد كمال رسيد . در ششم ماه ذى قعده 450 او ببغداد وارد شد و در شانزدهم ذى قعده 451 ازين شهر بيرون رفت . كار بساسيرى قاعده‌ئى زشت بود كه نزديك شد كه نور خدائى را خاموش كند . زيرا بساسيرى مردم را به اصرار به خلافت بىپدرى كه در مصر دعوى خلافت ( خليفه فاطمى ) داشت دعوت مىكرد . در خانه پيشوائى بغداد خليفه القائم جائى نيافت و در شهر حديثه باقى ماند و برسولان و رسائل پىدرپى طغرل را براى كمك بفرياد مىخواند . طغرل درين هنگام سرگرم پيكار با برادر بود و غم كار خود
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 18 | فتح بن على بندارى اصفهانى / محمد حسين جليلى