تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
نيك‌اخترى بود . در حالى كه بر دوش خليفه قطيفه پيامبر و در دستش چوبدستى او بود . اين قطيفه و چوبدستى از آب پاكيزه محمدى سيراب بودند . هنگامى كه طغرل بگ به جايگاه بزرگوارى و پله‌كان پرده‌دار نزديك شد . پرده طالار برداشته شد و روى خليفه چون ماه از تاريكى مسند بدرخشيد . احترام واجب را به كار بست و زمين را بوسه زد ، سپس برخاست و مقابل القائم ايستاد . منتظر شد تا از رسوم بار خلافت آگاه شود . رئيس - الرؤسا بر تخت زيبائى بالا رفت . خليفه او را گفت : ركن الدوله را به تخت ببر . محمد بن منصور كندرى با طغرل همراه بود و مترجم او مىبود . گفتار طغرل را به عربى مىگفت . تختى براى طغرل بگ نهاده شد و وى بر آن نشست . عميد الملك براى طغرل توضيح و ترجمه كرد كه خليفه پادشاهى را بوى واگذار كرده است . طغرل در مرتبه بزرگوارى قرار گرفت و بجايگاه خلعت شد و به احترام بخشش خليفه محترم گرديد و به خلعتهائيكه از ديگر بزرگان برگزيده شده بود ملبس شد . تاج و طوق و دستبند ( ساعدبند ) و هفت خلعت سياه‌رنگ بوى بخشيده شد . از هفت خلعتى كه در يك صندوق بودند پادشاهى هفت اقليم را براى طغرل اراده كردند . همچنين با دستارى مشك‌آلود و طلائى ويرا خلعت كردند . با اين دستار تاج عرب و افسر خسروى براى طغرل فراهم شد . طغرل با اين دو تشريف بلندمرتبه شد و با دستار و افسر قدم برداشت شمشيرى كه از طلا زيور شده بود بگردنش آويخته شد . طغرل در مزين‌ترين زيورها و با هيبت‌ترين اسبابها از خلعت گاه بيرون آمد . بازگشت و بتخت نشست . طغرل خواست بشكرگزارى زمين را ببوسد به علت بر سر داشتن تاج خسروى بخم شدن قادر نبود لذا درخواست كرد دست خليفه را بدست گيرد . خليفه دوبار دست بوى داد او نيز دست خليفه را بوسيد و بر چشم نهاد . خليفه شمشير ديگريرا كه در