تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
مقابل داشت بر گردن طغرل آويخت و با در گردن آويختن دو شمشير فرمانروائى دو كشور براى او تمام شد و ازين‌رو خليفه او را ملقب بپادشاه شرق و غرب كرد و فرمانش را آماده كرد و گفت : اين فرمان و پيمانيست كه محمد بن منصور بر تو مىخواند . محمد دوست و امانت ما نزد تست . او را نگاهدار و از حادثه محفوظ بدار زيرا مردى مورد اطمينان است . برو به سلامت در پناه خدا و به چشم عنايت حق از هر بد محفوظ باش . مؤلف گفت : ابو الفضل صردر شاعر را در حق عميد الملك قصيده‌ئى است اين ابيات از آنست : « پادشاهى است كه هنگاميكه عزم به حركت اسبانش مىكند . اسبان از نشاط سوار خود با روى گشاده و شكفته بزرگان به تبختر و بزرگى با ناز و دلال راه مىروند . هيچگاه نور پيشانى روشن او را نديدم مگر آنكه پيشانى خودم از من درخواست كرد كه سجده كند . بخششهاى وى همه آفريدگان را فرا گرفته . سپاس ثروتمند و درخواست مستمند نزد وى يكديگر را ملاقات مىكنند . اگر در روزگار قديم بود از فرط بخشش او گنجها از وى به قارون شكايت مىكردند » . مؤلف گفت : در سال 450 كار موصل بر طغرل بگ بشوريد زيرا وى به جانشينى خود دو امير را بنام اردم و باتكين در آنجا گذاشته بود . بساسيرى و قريش بن بدران بدشمنى آنها برخاستند و چهار ماه آنها را در محاصره افكندند سپس به جان زينهارشان دادند و از شهر بيرونشان كردند . طغرل بگ بار ديگر بموصل رفت براى چاره كردن اين درد مشكل . طغرل در شهر نصيبين سراپرده‌هايش را برافراشت برادر مادرى طغرل