مقابل داشت بر گردن طغرل آويخت و با در گردن آويختن دو شمشير فرمانروائى دو كشور براى او تمام شد و ازينرو خليفه او را ملقب بپادشاه شرق و غرب كرد و فرمانش را آماده كرد و گفت : اين فرمان و پيمانيست كه محمد بن منصور بر تو مىخواند . محمد دوست و امانت ما نزد تست .
او را نگاهدار و از حادثه محفوظ بدار زيرا مردى مورد اطمينان است .
برو به سلامت در پناه خدا و به چشم عنايت حق از هر بد محفوظ باش .
مؤلف گفت : ابو الفضل صردر شاعر را در حق عميد الملك قصيدهئى است اين ابيات از آنست :
« پادشاهى است كه هنگاميكه عزم به حركت اسبانش مىكند .
اسبان از نشاط سوار خود با روى گشاده و شكفته بزرگان به تبختر و بزرگى با ناز و دلال راه مىروند .
هيچگاه نور پيشانى روشن او را نديدم مگر آنكه پيشانى خودم از من درخواست كرد كه سجده كند . بخششهاى وى همه آفريدگان را فرا گرفته . سپاس ثروتمند و درخواست مستمند نزد وى يكديگر را ملاقات مىكنند .
اگر در روزگار قديم بود از فرط بخشش او گنجها از وى به قارون شكايت مىكردند » .
مؤلف گفت : در سال 450 كار موصل بر طغرل بگ بشوريد زيرا وى به جانشينى خود دو امير را بنام اردم و باتكين در آنجا گذاشته بود .
بساسيرى و قريش بن بدران بدشمنى آنها برخاستند و چهار ماه آنها را در محاصره افكندند سپس به جان زينهارشان دادند و از شهر بيرونشان كردند .
طغرل بگ بار ديگر بموصل رفت براى چاره كردن اين درد مشكل . طغرل در شهر نصيبين سراپردههايش را برافراشت برادر مادرى طغرل
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 17
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص١٧