شدگان سپاه قتلمش را تكهتكه كرده بودند . اجساد آنها را در صحرا افكنده و سرهاى آنها را برنى نموده بودند . اهل سنجار با شكنجه و رنج مردم را كشته بودند . طغرل به سنجار رفت و اين شهر را ويران كرد و غارت آنجا را بر لشكريان خود مباح ساخت . روحها و اموال مردم را به قهر و غلبه بگرفت تا آنكه ابراهيم ينال از مردم شفاعت كرد . طغرل از سنجار پس از ويرانى صرفنظر كرد . و از قتل و غارت مردم پس از آنكه قانع شده بود خود - دارى كرد .
مؤلف گفت : ابو العلاء معرى فيلسوف و شاعر معروف در همين سال ( 448 ) از دنيا رحلت كرد .
بيان بازگشت سلطان طغرل ببغداد و حاضر شدن نزد خليفه
مؤلف گفت : طغرل با قدرتى فاتح و بخششى فراوان ببغداد بازگشت و خليفه روز شنبه 25 ذى قعده براى ملاقات او جلوس كرد . طغرل بزورقى نشست و زورقش امواج دجله را درنورديد تا به محله رقه درگاه و خانه محترم خلافت رسيد . براى طغرل اسبى پيش آورده شد و او بر اسب سوار شد و سواره بدالان عرصه سلامت و قلعه اسلام وارد شد . پس از اسب پياده شد و در حالى كه اميران بدون سلاح در حضورش راه مىرفتند به اقامتگاه بزرگى رفت . درينجا راهنمائى به خليفه القائم پايدار بود . پيامبرى در شايستگى .
پيشوائى هميشگى . پيغمبرى بميراث پايدار . مردانگى در قرارگاه . پرده بزرگوارى و جلال بر طالار آويخته . پاكيزگى انتساب به پيامبر كوهسارى از افتخار فراهم آورده بود . القائم بامر اللّه در پشت پرده بر مسندى نورافشان در ايوانى كه منزلگاه بزرگوارى بود قرار داشت . زمين خانه خلافت آسمان