تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
و بيم خليفه را تسكين داد . خليفه شمشيرى به گردن طغرل آويخت . طغرل به اين هديه تبرك جست و با آن از حضور بيرون آمد . اين واقعه در روز يكشنبه 24 ذى قعده اتفاق افتاد . بناشد كه فردا صبح خليفه بدار الخلافه بيايد و ببازگشت وى زندگى اسلام و اسلاميان گوارا گردد . چون سلطان صبح كرد به محله نوبى ( دار الخلافه ) رفت و در جاى حاجب نشست . هنگامى كه خليفه نزديك شد طغرل برخاست و لگام استرش را گرفت و پياده در ركاب خليفه تا در اطاق آمد . اين واقعه در روز دوشنبه 25 ذى قعده سال 451 واقع شد . بار ديگر نورهاى خلافت درخشان و شاخه - هاى اين نهال شكوفان گرديد بزرگوارى برجاى خود وارد شد و بخشش از منبع و معدنش ريزش كرد . مؤلف گفت : بساسيرى به شهر حله كه در فرمان دبيس بن على بن مزيد بود فرار كرد . درحالىكه طالع بوى پشت كرده بود او در عين آزادى چون اسير معذب مىنمود . سلطان طغرل سپاهى به تعقيب بساسيرى فرستاد . رؤساى سپاه عبارت بودند از سرهنگ ساتكين - انوشيروان - خمارتكين - طغرائى - اردم . سلطان با اين مقدمان ابن منيع خفاجى را نيز فرستاد . فرستادگان بساسيرى را در ميان گرفتند و به پيكار دست زدند . در پيكار تيرى به اسب بساسيرى خورد و اسب راكب خود را دور افكند . نگهبانان بساسيرى اطراف ويرا گرفتند اما نتوانستند ازو حمايت كنند . ضربه‌اى بر صورت بساسيرى برخورد و صورتش را خونين ساخت . كمشتكين عميدى به چابكى او را اسير كرد و سرش را برگرفت سپس سربساسيرى را مقابل درگاه محله نوبى ( دار الخلافه ) بياويخت . با نابودى بساسيرى تب سستى كه به جايگاه پيامبرى طارى شده بود