با درگذشت ذخيرة الدين رستخيز بر القائم باللّه راست شد زيرا ذخيرة الدين وليعهد و جانشين وى بود و فرزندى جزو نداشت . هنگاميكه كنيز ذخيرة الدين فرزندى به زمين نهاد القائم باللّه به اين تولد حقا مسرور شد و او را موجب بزرگى و مباركى و آسودگى دريافت . رئيس الرؤسا سه روز براى تبريك ولادت نواده خليفه جلوس كرد و عميد الملك و جماعتى از اميران نيز در مجلس تبريك حاضر شدند .
مؤلف گفت : درين سال عميد الرؤسا ابو طالب بن ايوب در سن هفتاد سالگى درگذشت وى 16 سال نويسنده خليفه بود . اخلاقش نيكو و نيكوئيهاى او منتشر و مشهور است .
بيان حوادثى كه واقع شد
مؤلف گفت : پسرعم طغرل بگ - قتلمش بن اسرائيل بن سلجوق در شهر موصل و دياربكر فرمانروا و صاحب ثروت و گشادهدست بود .
بساسيرى كه همان ابو الحارث ارسلان باشد با قريش بن بدران عقيلى و نور الدين دبيس بن على بن مزيد اسدى به پيكار با قتلمش اتحاد و اجتماع كردند . امراء متحد به قتلمش و لشگريانش حمله كردند . اين جنگ در سنجار واقع شد .
قتلمش به حالت فرار بهمدان رفت . ازين رو طغرل بگ آهنگ موصل كرد .
بساسيرى از مقابل طغرل فرار كرد و به رحبه رفت . شهرها مطيع طغرل شدند و مراعات ادب كردند قبائل عرب نيز بوى گرويدند . دو امير دبيس و قريش - طغرل را فرمانبر و منقاد شدند . ياقوتى برادرزاده طغرل به طغرل پيوست و قدرت وى فزونى يافت . بزرگى و حشمت طغرل ترس در دلهاى مردم افكند . طغرل كينه اهالى سنجار را در دل داشت زيرا آنان كشته