سال خليفه برادرزاده طغرل بگ - ارسلان خاتون خديجه - دختر داود بن ميكائيل را بنكاح آورد . مقصود خليفه ازين وصلت بزرگداشت و احترام طغرل بود تا دشمنان به اين پيوند راهى براى بريدن رشته دوستى آنان پيدا نكنند .
بيان گزارش نكاح
مؤلف گفت : در ماه محرم خليفه امير المؤمنين القائم باللّه جلوس كرده به احضار عميد الملك كندرى فرمان داد و او را بر سران و بزرگان مقدم داشت .
چيزهائى كه بايد حاضر باشد تا بوى بخشد حاضر گرديد و بوزير بخشيده شد عميد الملك با كمربند ميان بربست و گرزى بدست گرفت و شروع كرد بتعظيم و اجراى آئين بار . سپس بزرگان و محترمان دولت سلطان را بخواند .
آنان خليفه را تعظيم كردند و درگاه محترم خلافت را ديدار نمودند . رئيس - الرؤسا شروع كرد به صيغه عقد . بر وفق پيشنهادى كه شده بود شرايط ايجاب صيغه را از نام بردن زن و مقدار شيربها هرچه تمامتر بيان كرد پس گفت : اگر سرور و خداوندگار ما صلاح مىداند تشريف قبول ارزانى فرمايد . خليفه گفت : ما اين نكاح را با همين شيربها قبول كرديم . پس با اين نكاح دو دولت خلافت و طغرل بگ به يكديگر مخلوط شدند . دين و دولت قرين يكديگر شد . بركت مستمر و مملكت مستقر گرديد .
مؤلف گفت : در سحرگاه روز چهارشنبه هشتم جمادى الاولى در همين سال المقتدى باللّه ولادت يافت و بنام عبد اللّه و كنيه ابو القاسم ناميده شد . مادر مقتدى كنيزى بود متعلق به ابو العباس ذخيرة الدين فرزند القائم بامر اللّه . درگذشت ذخيرة الدين در ماه ذى قعده سال 447 در سن 14 سالگى بود .