تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
به ملاقاتش فرستادند . وفات سلطان سليمان پس از جلوس برادرزاده‌اش در سيزدهم ماه ربيع الاول سال 556 اتفاق افتاد .

بيان جلوس ركن الدنيا و الدين ابو المظفر ارسلان بن طغرل بن محمد بن ملكشاه

مؤلف گفت : در ماه ذى قعده همين سال ارسلان پس از زنجيرى شدن عمويش به همدان آمد و پيرايه سلطنت بربست و به تخت برشد . شمس الدين ايلدگز را به اتابگ اعظم ملقب ساخت . اتابك به كار پرداخت برخى افراد را خوار و بعضى را گرامى داشت . با برادران سلطان از سفره سلطان مىخورد . زيرا فرزندان اتابك برادران مادرى سلطان بودند . درين گردن‌بند سلطان دانه درشت و گرامى بود كه به آنان ضميمه شده بود . طالع نيك اتابگ رفعت يافت و به وسعت گرائيد . بزرگان به وى كوچكى مىكردند و امر وى را پذيرفتار شدند . وزارت بر شهاب الدين محمود بن ثقه عبد العزيز قرار گرفت . منصب حاجبى سلطان به طغرلتكين اياز رسيد . دو ماه در همدان ماندند سپس سلطان از راه ساوه متوجه اصفهان شد . اتابك سلطان ايلدگز همراه سلطان بود . در ساوه امير ايناج بگ سنقر صاحب رى برسيد و به ديدار سلطان شادمان گرديد و ازو شادى ديد . در آشكار كردن راه اخلاص خود به فرمان اطاعتى كه از سلطان داشت دليل نماياند . ميان امير ايناج و اتابك ايلدگز دامادى اتفاق افتاد و براى سلطان به اين اتفاق پشتيبانى تمام و كامل شد . دختر ايناج را پسر بزرگ ايلدگز يعنى نصرت الدين پهلوان محمد برادر مادرى سلطان نكاح كرد . اين برادر