در ايوان بنشست . سپس خليفه برخاست و وزير بر مسند نشست و امر داد و فرمان نوشت . وزير مقاصد خود را گفت و به گوش حاضران رساند . ناظر واسط درين هنگام امير شمس الدين ابو الفضائل فاتن بود و او از بزرگان خدمتكارانى بود كه صاحب زينتها و مزايا بودند . سپس خليفه به سراپردهاش رفت و همچنين وزير هم به خيمه خود شد . ارباب مقام و كارمندان درگاه برحسب مراتب خود در منازل فرود آمدند .
مؤلف گفت : در ميدان شهر واسط حاضر شدم . خليفه المقتفى كه خداوند ازو خشنود باد حضور داشت و فرزندانش همراه او بودند . وليعهد خليفه المستنجد يوسف و ابو على و ابو احمد فرزندان خليفه و فرزند المستنجد ابو محمد كه بنام المستضى بعد از پدر خليفه شد گوى بازى مىكردند .
خليفه در شهر واسط بيش از سه روز درنگ نكرد و به شتاب به بغداد بازگشت مىخواست به غراف پائين آيد پس آب بطورى زياد شد كه از عبور و مرور جلوگيرى كرد خليفه بازگشت . هنگام بازگشت خليفه بغداد در آب رفته بود .
اينواقعه در ماه ربيع الاول سال 554 واقع شد زيرا درين سال بر خلاف عادت آب زياد شد و برج و باروى شهر بغداد را خراب كرد و در محله ظفريه بر ديوار شهر بالا رفت . درين نواحى طوفان نوح به حركت درآمد و از هر بنا شبحى بدون روح باقى گذاشت . بر اثر طوفان منظرى بسيار مخوف به وجود آمد . حادثه و بلائى بود كه فرود آمده بود . شكافى رخ داد كه بستن آن مشكل شد . وزير و صاحبان منصب سوار شدند و از نفوذ آب خواستند كه جلوگيرى كنند اتفاقا طوفان رو به آرامى گذاشت سپس ايستاد . ازين آب بيشتر بالاخانهها غرق شدند .
چون تابستان بپايان رسيد و گرما شكست بار ديگر خليفه المقتفى
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 349
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص٣٤٩