تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
از نظر موقعيت اتابك بياورند . دسته‌اى به سلطنت سليمان عموى ملك ارسلان توجه كردند . امير ايناج درين هنگام از نظر كثرت سپاه و جمعيت بر ديگر اميران مقدم بود و او به سليمان مايل شد و گفت سليمان سالمتر و محكم‌تر است و راى و فكر او در آزار و اذيت رعايا كندتر از ديگرانست به علاوه خليفه او را ولايت داده و به وى نيكوئى كرده و شايسته‌اش دانسته است . اگر ما سليمان را به تخت بنشانيم خليفه به سلطنت وى خشنود مىشود و به تربيت او مىپردازد . مؤلف گفت : سليمان در موصل در زنجير على كوچك بود . امير - ايناج و ناصر الدين آقش و شرف الدين گردبازو اتفاق كردند بر فرستادن امير مظفر الدين الب ارغون صاحب قزوين به موصل به قصد رسيدن به سليمان . با صاحب موصل نسبت به درخواست سليمان مكاتبه شد . زين الدين على كوچك چون به وفات سلطان محمد آگاه شد سليمان را از بند رها كرد . پس از اطمينان يافتن به سوگندها سليمان را تجهيز كرد . سليمان آمد و در همدان بر تخت سلطنت بنشست و بزرگان ترك بفرمانبرى از وى روى آوردند و كار او به ترتيب و نظم رسيد . آتش‌زنه اقبال وى جرقه زد . مخالفانش موافق شدند . سوگندخوردگان با وى به سوگندها وفا كردند . بستن و گشودن امور و سررشته كارها در دست امير ايناج گرديد . مظفر الدين الب ارغو بن يرنقش صاحب قزوين امير حاجب امين گرديد . وزارت سلطان سليمان را شهاب الدين محمود بن ثقه عبد العزيز نشابورى به عهده گرفت و او وزير ايناج بود . پس در اقطار قلم و فرمانش روان شد . و حكم‌هاى وى با استحكام گرديد . آبروى رفته وزارت را بار ديگر بازگردانيد و در نورانى كردن آفاق وزارت راهها آشكار كرد . چون ديد كه در بزرگان روزگار بزرگتر از اتابك شمس الدين ايلدگز