تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
شكوه و شمائل طغرل مردم را به شگفتى مىافكند . زمين از زيادى لشكريانش تنگ شده بود و آسمان قبه درفش‌هايش را به ميهمانى مىخواند ( سر بر آسمان مىسائيدند ) . سلطان طغرل ابو نصر ملك رحيم ديلمى ؛ بازمانده خاندان عضد الدوله را در بند كشيد و او را به سوى رى روانه ساخت . در راه رهزن مرگ راهش بزد . طغرل فرمان داد كه همه بندگان و فرمانبران ديلمى از بغداد متفرق شوند . عميد الملك ابو نصر كندرى وزير گرامى ابو سعد وزير ملك رحيم را در بند آورد ولى به جانش آسيب نرساند زيرا او را در لياقت و شايستگى به تمام و كمال يافت . عميد الملك ابو سعد را از بند رها ساخت و دست او را در باز كردن و بستن و گرفتن و دادن آزاد گذاشت . به دو اعتماد كرد . و كار عراق را به نظر و كفايت وى واگذاشت . مؤلف گفت : درين سال قاضى القضات حسين بن على بن ماكوله وفات يافت . عميد الملك ابو عبد اللّه محمد بن دامغانى را براى مقام قاضى - القضاتى مخاطب فرمان قرار داد و در ذى قعده همين سال ابو عبد اللّه بر كرسى قضاء برآمد . عميد الملك به سابقه اخلاق نيكوى قاضى بوى توجه كرد و گفت : قاضى در خراسان پيشواى ما بود و اوست كه همگان در مدح وى يك‌زبانند . عميد الملك در محله نوبى ( درگاه خلافت ) حاضر شد و از درگاه به مقامى بزرگ نائل آمد . خليفه خلعت‌هاى گرانقدرى كه سزاوار جوانمردى و بزرگى وى بود همراه عميد الملك براى طغرل فرستاد . مؤلف گفت : طغرل بگ در كنار دجله به ساختن شهرى مبادرت كرد . اين شهر همانستكه امروزه روز مسجد جامع آن برجاى است اما در آنروزگار حصارها و بازارها داشت . سال 448 دررسيد . در ماه محرم اين