ضياء الدين بن مجد الدين بن علجه اصفهانى گذاشت . از منصب طغرا به وزارت او را منتقل كرد . عروس مقام وزارت را به نكاح بهترين همسران درآورد .
ضياء الدين در رياست مردى خردمند و در نسب ريشهدار و با نژاد بود . ولى هنگامى به وزارت رسيد كه مشرف بر ترس و مورد اشاره مرگ واقع گرديده بود . به مسند وزارت هنگامى نزديك شد كه در گور آرميد فرمان مقام و مرتبه او هنگامى برپا شد كه سرنوشت با او مقاومت كرد و او را از پا بنشاند .
پس از فوت و موت او سلطان و جماعت وى غمگين شدند . آشنائى و صحبت وى با سلطان طولانى بود . به محبت وى سلطان اطمينان داشت و به او وعده وزارت مىداد اما در عهده تأخير افتاد . هنگامى وزارت را به وى بخشيد و وى به وزارت رسيد كه اين رسيدن سود نداشت .
بعد ازين ايام سلطان درحالى درنگ كرده بود كه بس سخت بود . نه زنده بود كه اميدى به وى بسته گردد و نه مرده بود كه در كفن پيچيده شود .
سرانجام سلطان در روز شنبه آخر ذى قعده سال 554 وفات كرد و براى وى بسيار طلب رحمت شد و به مصيبت او درد زياد گرديد . زيرا او شكيباترين فرد خانواده سلجوقى بود . از همه دانشمندتر بود و بيشتر از همه دوستدار دادگرى و بخشش بود .
پس از سلطان محمد اميران اختلاف كردند سرانجام آراء آنها به دعوت كردن امير ايناج صاحب رى قرار گرفت و محبت وى را كه نهان مىداشتند آشكار كردند . پس عقايد و آراء آنها مخالف يكديگر گرديد .
برخى از آنان به حكومت ملكشاه برادر سلطان محمد متمايل شدند و بعضى صلاح دانستند كه ملك ارسلان را كه نزد اتابك ايلدگز شوى مادرش بود
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 345
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص٣٤٥