ظهير الدين در جاه و مقام شبيه به وزيران بود . درگزينى نيابت خود را به ظهير الدين تنها ازين جهت واگذار كرد كه مىدانست كه كار جز به وى با كسى نمىگذرد و لباس مملكت جز به وى زينت نمىگيرد .
چون درگزينى در عراق به دار آويخته و گردنش زده شد وزارت سنجر را ناصر الدين طاهر بن فخر الملك در ماه جمادى الاولى از سال 528 عهدهدار گرديد و وزارت او تا آخر روزگار سنجر ادامه يافت . ناصر الدين در راست كردن كجىها و به صلاح آوردن فاسدها كوشش به كار بست و پس از آمدن طايفه غز در ذى حجه سال 548 وفات يافت .
بيان جمعى از خواص سنجر و غلامانى را كه دوست داشت و پس از دوستى آنان را دور كرد
مؤلف كه خدايش بيامرزاد گفت :
يكى از عادتهاى سنجر اين بود كه غلامى انتخاب مىكرد و او را مىخريد سپس با او عشقبازى مىنمود و به عشق وى مشهور مىشد . با نزديكى غلام پردهدرى مىكرد و مال و جان خود را به وى مىبخشيد . شراب صبح و شراب شب را با او مىآشاميد و در اختيار و فرمان او بود . پس چون شب روز غلام را تمام شده اعلام مىكرد و بنفشه گلنار او را مىپوشاند او را از خود دور مىكرد و دل از محبت او خالى مىساخت .
گاهى سنجر به حدى از غلامى متنفر و خشمگين مىشد كه به دورى او پس از وصال تنها راضى نمىشد بلكه راحت را در كشتن او مىديد .