تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
است و شمشير از نيام بيرون شده مانند شمشير غلاف شده است . آرى چنين است افق غبارآلود مضطرب تو سيراب‌كننده‌تر است طلب‌كار بخشش ترا از ابرهاى بارنده . همان‌طور كه قلم تو هنگامى كه عفريت جنگ دندان مىنمايد از نيزه‌هاى محكم لرزان بىنياز مىكند . قلم تو چون خندان بر زين كاغذ سوار شود آثار سفيد ترا در آثار سياه خود مىنمايد . باقى بمان و به زندگى تو دشمنانت رنجور و غصه‌دار بماناد . نيك‌بختى ازين عيد تا عيد ديگر به تو برساد . مؤلف گفت : نصير الدين در سال 526 هنگام رسيدن سنجر از عراق پس از درگذشت برادرزاده‌اش محمود بن محمد و آماده كردن سلطنت عراق براى برادر او طغرل بن محمد به جايش از وزارت معزول شد . قوام الدين ابو القاسم درگزينى بر دولت چيره بود از سلطان سنجر تقاضا كرد كه وزارتش بنام وى باشد و رسوم وزارت در حق او برقرار شود و خودش در عراق تدبير كارهاى سلطان طغرل را از زياد كردن مال و جاه بكند و در حضور سنجر كسى را به نيابت بگذارد كه كارها را به لياقت بگذراند . پس با تقاضاى درگزينى پاسخ موافقت داده شد و وى به آرزويش رسيد . وزير دانشمند معزول شد و نادانى عهده‌دار وزارت شد . نصير الدين دانشمند در مقابل اين فرد ناقص برفت . سكه قلب با كساد سكه خالص رواج پيدا كرد . نيابت درگزينى را در حضور سنجر ظهير الدين عبد العزيز حامدى عهده‌دار شد . سنجر به امانت و ديانت اين ظهير الدين اعتماد داشت و خزينه خود را به وى واگذار كرده بود .