تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
شهرهاى آنجا شهر حله و كوفه و نهر ملك و نهر عيسى و دجيل و رازان را به علاوه راه خراسان تا نزديكى حلوان . را خليفه تماما به طريق اقطاع به اشخاص داد . به وزير ابن هبيره جميع اقطاعات وزير سلطان و صاحب منصبان را در شهرهاى مزبور واگذار كرد . به چند برابر كردن تعداد اقطاع وزير او را در ضعيف كردن دشمنان مستعد كرد . به وزير لقب تاج الملوك و فلك الجيوش داد . خليفه هنگامى كه به خلافت نشست سوگند خورد كه غلام ترك نخرد . در روزگار خلافت غلام ارمنى يا رومى مىخريد . غلام ترك وى تنها ترشك بود كه قبل از خلافت او را خريده بود و در خلافت خود وى را بر اميران هم فرمانروا كرد . از روميان و ارمنيان عده‌اى مردم نجيب را به غلامى اختيار كرد و به آنان « غلامان خيليه » نام داده بود و به مقامات عالى آنان را رساند . خليفه ديوارهاى بغداد را محكم كرد . در اطراف ديوار خندق حفر كرد و والىها را در ولايات مستقر نمود . خبرنگاران و جاسوسان به تمام شهرها فرستاد . سلطانان سلجوقى درين سال‌ها به يكديگر مشغول بودند و درين ميان خداوند كمك كرد و مقام به خليفه بخشيد . خليفه قطب الدين عبادى را در سال 546 يا 547 به رسالت نزد سلطان محمد بن محمود به خوزستان فرستاد . قطب الدين در خوزستان مرد و با مرگ وى زبان‌آورى در موعظه خاتمه يافت و ستاره رخشان علم را ابر تاريكى فراگرفت . چون سلطان محمد بعد از فرار عمويش سلطان سليمان به همدان بازگشت به خليفه نامه نوشت و درخواست كرد كه طبق معمول نام وى را