تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
فخر الدين قويدان و منكلبه عباسى و بهاء الدين صندل و ديگر اميران برگزيده قرار داشتند . پهلوانان و نگهبانان زره پوشيده و نقاب به صورت زده بودند . خليفه المقتفى در دو منزلى بغداد در جائى كه به بجمزا معروف است سراپرده زد و كمتر از يك ماه انتظار كشيد كه طرف مقابل كه هدايت از گمراهى آنان دور شده بود ابتدا به پيكار كنند . چون دو لشكر به يكديگر بياويختند و دشمنان به ستم و گمراهى جسارت كردند و درآمدند . اميران گردن‌كش با خود گفتند كه اگر در مقابل ما پايدارى كنند نمىتوانند تنگى و سختى را زمانى دراز تحمل نمايند زيرا خوراكىها كمياب شده و علف براى چارپايان موجود نيست و ازين‌رو نابود مىشوند . نمىدانستند كه خليفه پيرو دستور و فرمان شريعت است . در جنگ با ستم‌كاران حمله‌هاى آنان را دفع مىكند و خود ابتدا به جنگ نمىنمايد . پس ملاحظه نكردند و به پيكار رو آوردند . امير المؤمنين خليفه با جماعت يارانش و كسانى كه با وى سفر اختيار كرده بودند سوار شد و در قلب سپاه در ميان دوستانى كه به منزله چشمان و گوش‌هاى او بودند بايستاد . وزير خليفه ابن هبيره در جلو خليفه بود و پرچم‌هاى خليفه را حركت داد . فرمان داد كه اميران هم راه وى جلو خليفه باشند . شب‌هاى پرچم‌هاى سياه از صورت درخشان برپا دارندگانشان نورانى شد . مبارك روزهاى خلافت به نور خليفه فيض گرفت و درخشان شد . برق درخشان آهن شمشيرها در كنار برق‌هاى مرگ و نابودى جرقه مىزد . سپاه اميران گله‌هاى تركمان را از گوسفند و ديگر چارپايان پيش از صف‌هاى خود براندند . گله‌ها از هزاران چارپا تشكيل شده بود