تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
پسر عم خاصبك بن بلنكرى به آذربايجان بازگشت . نصرت الدين آق سنقر عزم بازگشت به ولايت خود كرد . اميران باقى مانده پس از رفتن شمس الدين ايلدگز با نصرت الدين قرار گذاشتند و به جنگل قراتكين منتقل گرديدند . اينان سلطان سليمان را با جمعى خواص او در قصر سلطنتى همدان رها كردند و اتحاد نمودند به توقيف كردن وزير سپس حبس كردن ينالتكين خوارزمشاه سلطان سليمان درين هنگام زن‌برادر خود كه دختر پادشاه گرجستان بود نكاح كرد و سرگرم به كار عروسى بود . همسر سلطان خواهر خوارزمشاه بر سلطان وارد شد و به وى گفت : « اگر خود را رها نسازى گرفتار مىشوى و به مدتى دراز محبوس خواهى بود . فردا چون صبح شود مهلت تو به سر مىآيد . از پرده سياه شب استفاده كن كه ترا مىپوشاند » پس سلطان سليمان به همراهى همسر و برادرانش شبانه فرار كرد و خاتون ابخازى تازه عروس را به جا گذاشت . چون اميران صبح كردند و به جستجوى سلطان برآمدند او را نيافتند . پس سپاهيان به ولايت‌هاى خود روى آوردند . اين شيران در بيشه‌هاى خود پنهان شدند .

بيان بازگشت سلطان محمد بن محمود بن محمد بن ملكشاه به پايتخت خود همدان پس از نهان شدن سلطان سليمان

مؤلف گفت : چون سلطان محمد از مقابل عمويش سلطان سليمان