تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨

بيان سرگذشت سلطان سليمان بن محمد بن ملكشاه و بر تخت نشستن وى

مؤلف كه خدايش بيامرزاد گفت : چون سلطان سليمان از قزوين بيرون آمد مقام و احترام يافت . مظفر الدين الب ارغو بن يرنقش بازدار او را به زنجان برد و با اميران شمس الدين ايلدگز و نصرت الدين صاحب مراغه مكاتبه كرد . اميران از سلطان محمد نفرت داشتند و مذمت مىكردند ازين‌رو با سپاهيانشان به قصد حضور سلطان سليمان به زنجان آمدند و او را به همدان بردند . سلطان محمد در جمعيتى كم به سوى اصفهان رفت . سلطان سليمان بر تخت سلطنت مستقر گرديد و خوارزمشاه ينالتكين و برادرش يوسف كه خواهرشان همسر سلطان سليمان بود همراه وى بودند . همسر سلطان زنى چيره بود و كارهاى سلطان را در عهده داشت . سلطان سليمان تبه‌كار و به افراط باده‌گسار بود . هنگامى كه مست مىشد مىافتاد و يك هفته مىخوابيد . چون سر از بالين بر مىداشت از خمار شراب به شراب پناه مىبرد . سلطان مورد نفرت و دشمنى واقع گرديد چون ديده نمىشد و بر مردم اصرار وى در شقاوت و باده‌پيمائى سخت آمد . همه دانستند كه به وجود وى سعادتمند نمىشوند . همچنين وزير سلطان فخر الدين ابو طاهر بن معين ابو نصر احمد بن فضل بن محمود كاشانى نيز ساعتى به هوش نبود و از خود زشتى مستى را محو نمىكرد . اين وزير شبيه سلطان بود و هريك لايق‌ترين مردم بروزگارشان بودند . اميران بزرگ از اقامت در همدان دل‌تنگ شدند و شروع به جدا شدن و بريدن رشته ارتباط كردند . شمس الدين ايلدگز به قصد ارانيه و گرفتن آن سامان از دست روادى