مؤلف گفت : در ماه ربيع الاول سال 543 دستهاى از بزرگان اميران كه شاهزاده محمد هم همراهشان بود بغداد را محاصره كردند و از شوربختى متحد شده بودند كه سلطان مسعود را خوار و زبون سازند .
ازين اميران بود شمس الدين ايلدگز و امير قيصر و پادشاه عرب على بن دبيس و ديگران .
اينان بغداد را محاصره كردند . اهالى بغداد براى جلوگيرى اينان از شهر بيرون آمدند . سپاه مهاجم راه دادند كه اهالى به صحرا بروند سپس به آنان حمله كردند و بسيارى را نابود ساختند . در نزديكى لشكرگاه گودالهاى رختشويان و تنورهاى آجرپزى و كورههاى آهك سازى قرار داشتند .
كسانى كه به اينجاها پناه بردند سالم ماندند قريب پانصد نفر كشته شد و مصيبت بغداد و بغداديان بزرگ گرديد . سپس محاصرهكنندگان از ديوان گرامى خليفه سىهزار دينار مطالبه كردند تا كار را تمام كرده و از محاصره دست بردارند و بروند .
خليفه با وزير و صاحبان مقام و منصب رايزنى كرد كه آيا اين مبلغ به درخواستكنندگان داده شود يا نه ؟
آيا براى آسودگى خلق اين رنج را متحمل گرديم ؟ كسانى كه در مجلس خليفه بودند به شتاب سرزنش كردند كه چرا در دادن اين وجه سستى و كوتاهى شده است ؟
ابن هبيره كه درين هنگام صاحب ديوان بود بر خلاف ديگران اظهارنظر كرد و با عقيده آنان مخالفت نمود و به خليفه گفت :
« اينان قيام عليه تو و سلطان كردهاند و آشكارا مقابل شما گردن كشى مىكنند . به خدا پناه ببر و با او مشورت كن و آنچه را كه مىخواهى
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 265
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص٢٦٥