زدند . خاندان خجنديان كه رئيسان جماعت شافعى مذهب بودند متفرق شدند . صدر الدين محمد و برادرش جمال الدين محمود به موصل رفتند .
جمال الدين وزير موصل از آنان احترام كرد و بر سرچشمه نعمت و بخشش خود واردشان ساخت . جمال الدين محمود قصد حج كرد و برفت ولى صدر الدين در موصل متنعم از درياى متلاطم بخشش وزير مقيم گرديد سپس با بارهائى از بخششهاى جمال الدين وزير به اصفهان بازگشت .
در حق جمال الدين وزير صدر الدين خجندى ابياتى ساخته كه از جمله آنها اين بيت است :
« تنها به در خانه تو آمدم ولى با يك قافله از بخشش و نعمت تو از خانهات بيرون شدم . »
صدر الدين به اصفهان رسيد و اهل شهر بيشتر از پيشتر به وى خدمت كردند و حفظ احترامش را واجب شمردند . هنگامى كه من به بغداد بازگشتم جمال الدين خجندى نيز از مكه بازگشته بود . اين واقعه در ماه صفر سال 543 بود .
پدرم تصميم به بازگشت به اصفهان گرفت با او همصحبت و رفيق راه شديم حقا خوب رفيقى بود .
سپس از يكديگر جدا شديم او با قافله همدان و ما با كاروان اصفهان سفر كرديم . خبر رسيد كه سلطان مسعود از جمال الدين و برادرش خشنود شده و آنان را خلعت كرده و بار ديگر رياست شهر اصفهان را به اين دو برادر واگذار نموده است .
برادران خجندى به اصفهان رسيدند و چند برابر بزرگوارى و شكوه سابق را به دست آوردند .
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 263
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص٢٦٣