به اينان بدهى به سپاهى ببخش كه در مقابل محاصرهكنندگان پايدارى كنند و شرشان را رد نمايند .
اگر با بخشش اينان را رد كنى از سرزنش سلطان مسعود در امان نيستى . اگر عاصيان را شكست بدهى به سلطان خواهى گفت با سپاه فرمان - بردار لشكر عاصى را راندم و بىاثر كردم . در صورت ديگر به وجهى كه مىدهى ترا سپاس نخواهند گفت و مورد شكر واقع نخواهى شد . »
پس خليفه عقيده ابن هبيره را قبول كرد و مخالفت با وى را مصلحت نديد . به گرد آوردن جمعيت و سپاه پرداخت . از افراد بيكار براى پيكار با باطلكاران استخدام نمود . مال ميان آنان پراكنده كرد و جماعتى به وى مايل شدند .
بخشش نمود و خرج كرد و توفيق در بالا بردن ارزش وى كمك كرد . ازين روز براى خليفه سپاه ترسآورى فراهم شد و در دل دشمنانش آتشى افروخته گرديد .
سپاه خليفه با تيزى شمشير و كوشش پىگير محاصرهكنندگان پست و فرومايه را دور كردند . خليفه گفت :
دريافتم كه مشورت هبيرى بهترين مشورت است و راى صواب كار او سيراب از خرد و مورد سپاسگزارى است .
خليفه ابن هبيره را به وزارت نشاند . همواره ابن هبيره گفتارش مورد قبول واقع مىگرديد . او مورد احترام و محبت بود . اين واقعه وزارت در روز چهارشنبه چهارم يا چهاردهم ماه ربيع الاول سال 544 واقع گرديد .
ابن هبيره به كار يارى شريعت با نظر بلند و دست پرريزش پرداخت . دانشمندان را گرامى داشت و اشخاص كريم را برترى بخشيد .
در وزارت دو خليفه يعنى المقتفى و المستنجد ابن هبيره شانزده سال و دو ماه
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 266
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص٢٦٦