بيان برخى حادثهها
مؤلف گفت : در سال 541 ابن جهير وزير المقتفى خليفه فريضه حج گزارد . خزينهدار خليفه قوام الدين بن صدقه كه از خاندانى ريشهدار و محترم بود وزير شد . به جاى وى زعيم الدين يحى بن جعفر نخست خزينهدار شد ولى چندى بعد ازين يحى بن محمد بن هبيره كه صاحب ديوان بود عهدهدار خزينه گرديد .
در سال 543 قاضى القضات فخر الدين على بن حسين زينبى در روز عيد قربان در بغداد وفات يافت و به جاى او عماد الدين بن دامغانى قاضى القضات شد .
مؤلف گفت : سلطان مسعود كسى را به سوى برادرزاده خود محمد بن محمود بعد از كشته شدن بوزابه بفرستاد و او را دعوت كرد .
سلطان بر برادرزاده منت نهاد و دختر خود را به نكاح او درآورد نيز وعده داد كه شاهزاده محمد را ولايت عهد نمايد . سپس خوزستان را به شاهزاده محمد داد .
چون خيال ابن بلنكرى از اطراف سلطان و اميران آسوده شد به امير تتار پرداخت . امير حاجب تتار را بست و در زندان افكند سپس وى را به قلعه سرجهان فرستاد . در قلعه وى را زنجير كرد و خفهاش نمود .
هواى آرزو به مراد خاصبك بن بلنكرى صافى شد و چنان شد كه شاعرى در وصف پرندهاى گفته است : هوا به مراد تو صاف شد آواز بهخوان و تخم بگذار .
نور و نعمت فراخ و فراوان برايش گرديد و فتح و ظفر نمايان شد .