خشنودى اميران سوگند خورد و به سهمى كه هريك برده بودند رضا داد .
اولين كارى كه امراى متحد كردند اين بود كه وزير سلطان را معزول نمودند و وزارت را به كسى كه به تدبير آنان كار كند منتقل ساختند .
بيان وزارت تاج الدين بن دارست فارسى
مؤلف گفت : فرزند دارست در وزارت بوزابه صاحب فارس بود .
بوزابه او را در وزارت سلطان مستقر كرد كه كارها را بر وفق مراد او وارد و صادر كند . اين وزير مردى بلندمرتبه و بخشنده و دوستدار كار نيك و دشمن كار بد بود . كارى نكرد كه ازو انتقام بگيرند و به حالى نبود كه سرزنشى متوجه او گردد .
نائب وى امين الدين ابو الحسن گازرونى هم ديندار و شكيبا بود و كارهاى بد را ناخوش مىداشت و خود به كارهاى خير مشهور گرديد .
ديوان عرض را پدر عضد الدين وزير كه روشى نيكو داشت و با اخلاق مهذب زيور مقام بود در عهده گرفت .
ولايت آذربايجان و ارانيه تمام بر عبد الرحمن بن طغايرك قرار گرفت .
مقرر شد كه خاصبك بن بلنكرى از سلطان دور باشد ، او نيز به عنوان يك امير در خدمت عبد الرحمن طغايرك حركت كرد . در جرگه اخلاصمندان عبد الرحمن به ظاهر درآمد ولى با همه همصحبتى و دوستى از دل اخلاصى به وى نداشت . نيز مقرر شد كه هريك از اميران سهگانه متحد به نوبت در حضور سلطان مسعود باشند تا خاطر سلطان از آنان آسوده گردد و آنان هم از حوادثى در امان باشند . امير بوزابه به قصد شهرهاى فارس جدا شد و سلطان هم به همراهى عباس به جانب بغداد كوچ كرد با دستگاه و