نيكوئى ديدند و بعضى برعكس از بديش ضرر كردند .
چون زنگى كشته شد جمال الدين پناهگاه خانواده اتابك آق سنقر و فريادرس آنان شد . امير غازى بن زنگى جمال الدين را به وزارت خود نشاند . در وزارت او على كوچك كمك كرد و به دوستى و پشتيبانى جمال الدين سوگند خورد . پس جمال الدين درياى بخشش را به حركت درآورد و ندا درداد كه :
بشتابيد به سوى رستگارى . الفاظ و جملات فصيح از بخشش و ريزش او ندا دردادند و از نواحى دور دست و شهرهاى مختلف بزرگان قصد خدمت او را كردند . شاعران مدحش نمودند . از كسانى كه بر جمال الدين وارد شد و او را مدح گفت يكى ابو الفوارس سعد بن محمد بن صيفى مشهور به حيصبيص است .
مؤلف گفت : حيصبيص از گفتههاى خود در مدح جمال الدين اين ابيات را از قصيدهاى انشاد كرد و بر من بخواند . اول قصيده چنين است :
« شگفتا از يارى شما شمشيرهاى بران و نيزههاى محكم . كسى را كه شما كمك كنيد خوار نخواهد شد . اگر شما بخواهيد و خواست شما با تقدير همراه شود روزگار مىبخشد و در بزرگوارى تنگ چشمى نمىكند . من دو روز بر كار سوارم روز خطابه و گفتار و روز جنگ و پيكار با شمشيرم و زبانم حمله مىكنم . »
درين قصيده از ساختن ديوار شهر مدينه و تعمير خوابگاه پيامبر اسلام كه توسط جمال الدين انجام شده ياد مىكند :
چشم محمد بن عبد اللّه ( ص ) به اين محمد روشن مىشود اين محمد دانش و منزل كهنه شده آن محمد را نو و احياء مىكند .
« تعميركننده قبر او و نگهدارنده دين او و مساعدتكننده امّت او
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 252
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص٢٥٢