در ترقى و تعالى و نيكروزى سير مىكرد تا آنجا كه در به خدمت گرفتن او شاهزادگان و وزيران با يكديگر كشمكش مىكردند .
در حادثهها از خود او ديگران طلب چاره مىكردند . دختر او را برخى فرزندان خالوهاى عموى من عزيز به همسرى گرفت و ازينرو عزيز كه خدايش بيامرزاد بر فرزند او جمال الدين ابو جعفر محمد توجه كرد و او را در ادب سرآمد كرد و به مقامات رساند .
اولين مقامى كه عزيز براى جمال الدين تهيه ديد و به زيور شغل او را آراست در ديوان عرض سلطان محمود بود . در ميدان مسابقه درين كار موفق گرديد . چون ابروان جمال الدين از هم باز بودند تركان به وى لقب ابلج داده بودند . جمال الدين همچنان در راه نجابت و بزرگمنشى پابرجا و مستقيم بود .
چون زنگى بن آق سنقر شام را به دست آورد اتفاقا بيوه امير سپهسالار كندغدى را كه فرزندش خاصبك از اميران دولت بود نكاح كرد .
جمال الدين بازنگى مىگذراند . عزيز جمال الدين را به وزارت خاصبك برقرار ساخت . در مصاحبت و خوشمعاشرتى مورد قبول واقع شد . آرزوى زنگى به صحبت وى زياد شد . در صبح و شب منحصرا وى را در مجلس خود شركت مىداد و در پايان عمرش شغل اشراف را به عهده جمال الدين واگذار كرد . به وقار جمال الدين مال زنگى زياد و حال او نيكو شد . در زندگانى زنگى از جمال الدين بخششى ظاهر نشد و ثروتى ازو كسى نديد زيرا به خوراكى قناعت مىكرد و اوقات در كار مصروف مىداشت و هرچه براى او مىرسيد به خزينه زنگى به قصد بقاى جاه و برترى بر همسران مىنهاد .
ازينرو زنگى جمال الدين را از ديگر كارمندان ديوان محترمتر و آبرومندتر مىشمارد . كارمندان ديوان و همكاران برخى از جمال الدين
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 251
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص٢٥١