او هستند همچنين گفتند كه اگر سيف الدين غازى همراه او باشد شهرها به اسم او فتح خواهد كرد . همواره بدين حيله و مكر با او گفتگو كردند تا مطلب به هلاكت و كشتن وى منتهى شد .
زيرا شاهزاده الب ارسلان بازگشت و وارد موصل شد . نخست استقبال و احترام معمول داشتند . تا وارد منزل شد . درست ننشسته بود كه وى را ربودند و در خاك جا دادند . اين واقعه را پنهان داشتند .
ميان جمال الدين وزير و على كوچك و سيف الدين غازى پيمانى مبنى بر پشتيبانى و مساعدت با يكديگر بسته شد . جمال الدين به وزارت موصل چيره شد و شايسته بود نعمتى را كه خداوند به وى عطا فرموده بود . جمال - الدين با بخشش خود زندگى كرد و بسا مسافران كه در مجلس او هر شب شام صرف كردند .
موصل با وجود جمال الدين قبله اقبال و آرزوها گرديد و به طلوع نيكبختى وى نورانى شد . بخشش وزير و نيكوئيهاى وى در آفاق روان شد . حرم كعبه و مدينه را وزير تعمير كرد و به ساكنان اين شهرها نيكوئيها كرد و با اطمينان پراكندگى آنها را به جمعيت تبديل ساخت .
بيان شرح حال جمال الدين ابو جعفر جواد محمد بن على بن ابى منصور
مؤلف كه خدايش بيامرزاد گفت : پدر جمال الدين اصفهانى بود و كامل على نام داشت و حاجب وزير شمس الملك بن نظام الملك بود . پدر على ابو منصور در روزگار سلطان ملكشاه نگهدارندهء سگهاى شكارى بود ولى فرزندش على مردى نجيب و اديب و خردمند شد . روزگار اين فرزند