ريخته را بار ديگر بر اركان صحيح استوار كرد . عقيده سلطان نسبت به وزيرش عز الملك بروجردى تغيير پيدا كرد پس وى را معزول ساخت و مالش را ضبط نمود و ذمه خود را به گناه آن مشغول كرد .
سلطان سپس مؤيد الدين مرزبان بن عبيد اللّه اصفهانى را از سمت طغراء به وزارت نشاند . مؤيد الدين همسرى از كنيزان مسعود داشت . زنى ترك و بىحيا و چيره بود . اين زن بر وزير حكومت مىكرد و فرمان مىراند .
زن عز الملك را درخواست نمود . عز الملك را به زن وزير تسليم كردند و او خفهاش كرد پس از آنكه وى را معلق آويخته و شكنجهاش داده بود .
عز الملك مانند كمال ثابت كشته گرديد و هركس روزى به منصب وى حسد مىبرد با عزل و قتل عز الملك او را شماتت مىكرد .
عز الملك بروجردى پيرمردى خوشرو بود با آنكه از مرز هشتاد سالگى گذشته بود با همه سالخوردگى از صورتش تروتازگى ظاهر بود .
از نظر اقبال و طالع اين وزير مردى بود در زندگى سعادتمند . در روزگار وزارت هم در دلها داراى ترس و هيبت بود و هم براى پذيرائى آتش افروخته و خوان گسترده داشت .
نائب عز الملك نجيب الدين عبد الجليل بود كه تيرى صوابكار و پهلوانى ترسآور و شمشيرى برنده محسوب مىگرديد . اين نايب مىبريد و مىدوخت . تنههاى درختان سالخورد خاندانها را مىبريد و بس خانوادهها كه از ريشه درآورد . عقاب را از هوا پائين مىآورد و ماهى را از ته دريا بيرون مىكشيد . مالياتهاى تازه در بغداد ايجاد كردند و بر اجناس حقوق گمركى وضع نمودند .
مؤلف گفت : رضى الدين ابو سعد مستوفى سلطان مردى بود كه از بدى دور و مقامى تازه و نو داشت . رضى الدين از كسانى بود كه پدرم از
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 232
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص٢٣٢