اقبال سلطان به دوام اقبال او وابسته بود . خدمتكارانى كه اطراف سلطان جمع شده بودند خود صاحب قبيله و قدرت بودند . از آنان بود نجم الدين رشيد كه از بزرگان و سالخوردگان خدمتكاران درگاه بود . همچنين جمال - الدين اقبال جاندار و شرف الدين گردباز و مسعود بلالى و در رتبه پائينتر عماد الدين صواب و شمس الدين كافور و امين الدين فرج دووى و مانندهاى آنان .
اينان جماعتى حنفى مذهب بودند و با شافعيان دشمنى مىكردند .
به خيال خود به آزارى كه به شافعيان مىرساندند به خداوند نزديك مىشدند .
اصحاب امام شافعى را به انواع بلا در تمام شهرها گرفتار كردند . به ويژه تبعيد و دورشان مىكردند . آنان پوشاندن و بىقدرى مذهب شافعى را خواستند ولى بهعكس اين مذهب به علو گرائيد . مىخواستند كه نور او را خاموش سازند ولى خداوند نورش را زياد كرد .
مؤلف گفت : رئيسان مذهب شافعى را در هر شهرى آزار رساندند و بر يك نفر از ايشان نبخشيدند . ابو الفضائل بن مشاط در رى و ابو الفتوح اسفراينى در بغداد و خاندان خجنديان در اصفهان كه رؤساى مذهب شافعى بودند گرفتار اذيت و رنج گرديدند . جماعتى براى درخواست مقام يا از ترس ارباب قدرت نه از بيم خدا به مذهب ابو حنيفه داخل شدند . ازين جمله بود عمدة الدين ساوى .
مؤلف گفت : وزير خليفه المقتفى در اوائل شرف الدين على بن طراد زينبى و كاتب انشاء سديد الدوله ابن انبارى و خزينهدار كمال الدين بن طلحه بودند . اما خليفه المقتفى فاطمه خاتون خواهر سلطان مسعود را نكاح كرد .
شرف الدين زينبى از وزارت خليفه در سال 534 معزول شد . تفصيل واقعه چنين بود كه : وزير عزل خود را به حدس دريافت به خانه سلطان پناه برد
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 230
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص٢٣٠