تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
مسعود خلعت و عهدنامه طبق معمول براى جاولى فرستاد و بخشش بسيارى در حق وى نمود و جميع اقطاع قراسنقر در اران و آذربايجان را به نام جاولى واگذار نمود . امير جاولى در سال دوم به خدمت سلطان رفت و بر زمين بوسه زد و هدايا و تحفه‌ها و اشياء كمياب و چارپايانى تقديم داشت . فضا با همه وسعت در مقابل سراپرده‌هاى لشكريان جاولى تنگى گرفت . و قلبها از ترس پرچم‌هاى او مىتپيد . جاولى با امير عباس صاحب رى متصل گرديد و دوستى مخفى قديم را ظاهر ساختند . هر دو امير با يكديگر موافق و به همديگر مطمئن شدند . فرمانبردارى از سلطان مسعود اين دو را در يك مسلك از دوستى منسلك ساخت . امير عباس از غلامان جوهر خدمتكار سلطان سنجر بود . رى جزء اقطاعات جوهر بود و جوهر عباس را والى رى ساخته بود . كارش در رى بالا گرفت . چون جوهر بر اثر حمله اسماعيليان كشته شد عباس براى گرفتن خون وى تحريك شد و كوشش كرد در بازخواست و قصاص و بر رى و توابع رى چيره گرديد . به تنهائى املاك و منافع آنها را صاحب شد و در نظر سلطان سنجر و سلطان مسعود توانا آمد . جمعيت و سپاهيانى كه غلامان خداوندگار او امير اجل جوهر را بودند به وى پيوستند و امير عباس نيز به آنان پشت‌گرم شد . اين جماعت و سپاه در حدود چهار هزار نفر بودند در ساز و برگ كامل . قصد امير عباس منحصرا سركوبى اسماعيليان و راندن و جاروب كردن آنان از وطنهاشان بود . كوشش در گرفتن قلعه‌هاى اسماعيليان كرد و در مدت واليگرى خود زيادتر از صد هزار نفر اسماعيلى را كشت و از سرهاى آنان در رى منارى ساخت كه مؤذنان بر آن اذان گفتند .