تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
يافت و گفته شده كه در ايام وزارت او چهارصد قريه در تملك داشت . مؤلف گفت : كمال ثابت مستوفى را گرفتند و اعدام كردند و گفته شده كه وى را خفه كردند . با رفتن وى رونق و شادى از ملك رخت بربست . منصب استيفاء را بعد ازو مهذب ابو طالب بن ابى البدر عهده‌دار گرديد و ماهى درين مقام نگذرانده بود كه ماه پروى به محاق افتاد و به دنياى ديگر رهسپر شد . ديوان استيفاء را كمال ابو الريان اصفهانى عهده‌دار شد . مؤلف گفت : كسانى كه عهده‌دار منصب استيفاء شدند همگان از برگزيدگان و شاگردان عزيز بودند كه به آنان نيكوئىها كرده بود . در ديوان انشاء سعد الدين خراسانى و در منصب طغراء مؤيد الدين مرزبان بن عبيد اللّه اصفهانى بودند . اما اتابگ قراسنقر چون كمال الدين محمد خازن وزير سلطان كشته شد وزيرش به وزارت سلطان مشغول شد و خود همراه شاهزادگان سلجوق و داود عزيمت فارس كرد . بوزابه چون از آمدن آنان آگاه شد به قلعه گل و گلاب كه ميان خوزستان و فارس است پناه برد . شاهزاده سلجوق به شهر شيراز وارد شد و با خوشحالى بر تخت سلطنت نشست و كارهاى پراكنده را منظم كرد . به حكومتى كه يافته بود گول خورد و از بازى تقدير غافل شد . قراسنقر عزم كرد كه سپاهى كه سلجوق دارد و او را حمايت مىكند متفرق كند و دوروبر شاهزاده را خالى نمايد . امير غزاغلى سلاحى كه مقدم سپاه سلجوق بود از روى خودخواهى اظهار بىنيازى از مددكاران كرد و گفت نيازى ندارد . پس به قراسنقر گفت : « من به هيچكس نياز ندارم و محتاج به هيچ كمكى نيستم . » قراسنقر احتياط را از دست داد و اين قصد وى را تحسين كرد و پسنديد . پس هريك از غزاغلى و قراسنقر مستقل در كار خود شدند و قراسنقر به جانب خوزستان رفت كه از آنجا به همدان برود . شاهزاده داود جماعتى از سپاه را با نيتى