است . بعلاوه كافران ابخازى و گرجى در چنين حالى هجوم آوردهاند . از اهل شهر سيصد هزار نفوس نابود شده است . كسى كه به قلعه و پشته پناه برده تنها سالم مانده است . هجومآورندگان با وصف خرابى حصار شهر و خانهها و اموال مردم را از زير خاك درآوردند و از نهانىها تفتيش نمودند .
قراسنقر به طرف گنجه به سرعت سير افزود . ايوانى بن ابى الليث كه لعنت خدا برو باد مقدم سپاه ابخاز بود كه زلزلهها بر زلزله طبيعى همراه كرد . در شهر گنجه را به شهرى كه بنا نهاد و آن را گنجه خواند منتقل ساخت و بر دروازه شهر قرارش داد . از نبودن قراسنقر در شهرهاى خود استفاده كرد و بلائى بر شهرها شد . اين حادثه در سال 543 اتفاق افتاد .
چون قراسنقر برسيد تسلط دين و عادت فتح و قدرت عودت يافت و اهل توحيد بر مسيحيان آشكار شدند . قراسنقر با آنان پيكار كرد و كشتارى بزرگ به راه انداخت . شهر تازه ساخته را خراب كرد و در شهر گنجه را به جاى اصليش عودت داد . شهر را بهتر از اول عمارت كرد .
از جمله كسانى كه در حادثه زلزله هلاكت يافته بودند زن قراسنقر دختر امير ارغان و فرزندان وى بودند . اندوهى كه به مرض سل منتهى شد بر قراسنقر چيره گرديد و هر قدر مداوا كرد سلامت نيافت . در سال 535 در شهر اردبيل وفات يافت . مسلمانان كه نظير وى را نداشتند بر مرگش فرياد و سوگوارى كردند .
مؤلف گفت : چون اجل قراسنقر برسيد و آرزوى ادامه زندگى از وى منقطع شد جاولى جاندار را حاضر كرد و او را به جاى خود منصوب ساخت . حكومت و فرزند و سپاه خود را به وى تسليم كرد . به وى وصيت كرد كه به نيكان پيوند كند و ريشهء كفار را درآورد . او را متولى ولايت خود كرد و ابتداى كار جاولى را به آخر كار خود متصل ساخت . سلطان
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 226
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص٢٢٦