كاسه و در مقام طغراء مؤيد الدين مرزبان بن عبيد اللّه اصفهانى قرار داشتند .
مردم خوشحال شدند و كارها منظم گرديد . وزير براى خزينه سلطان مالها را مرتب كرد كه با نظم به خزينه تحويل مىشد و مبالغى نيز از گذشته اضافه آورد . علائم و نشانههاى سلطنت كه در انظار كهنه شده بود بكوشش وزير بار ديگر احياء و نو شد . مصالح كشور كه چون دانههاى گردنبند پراكنده شده بود بار ديگر منظم برشته كشيده شد . وزير نخست به شكستن مردم ستمكار و دلجوئى از دلشكستگان پرداخت . نهانى با سلطان قرار گذاشت كه صدمهاى به قراسنقر برساند . حاضر شد كه به قراسنقر پانصد هزار دينار بدهد به شرط آنكه قراسنقر وزير خود عز الملك ابو العز بروجردى را به وى واگذار كند تا دست توانائى و اقتدار بر وى داشته باشد . قراسنقر ازين پيشنهاد اعراض كرد و بخشش او را قبول نكرد و دوست خود را از روى كرامت و بزرگوارى نفروخت .
نيكبخت مردا كه دوست را بر درهم و دينار ترجيح دهد . چون وزير از قراسنقر مأيوس شد سلطان را از پايان كار بيمناك كرد و به او گفت :
« در يك غلاف دو شمشير جا نمىگيرند . با تسلط قراسنقر قدرت سلطنت از تو ظاهر نمىشود . »
با سلطان قرار گذاشته بود كه بوزابه را از فارس بياورد تا وى را شكار كند .
قراسنقر به وحشت افتاد و در دل حيلهاى انديشيد و مددكار تهيه كرد .
از سلطان سلجوق درخواست كرد و به وى وعده داد كه همراهش فارس برود و آن سامان را براى سلجوق آماده كند . همچنين داود فرزند سلطان محمود را تحريك كرد كه در نهضت وى شركت كند . اتابك داود اياز بود كه خود قراسنقر به وى نيكوئى كرده بود .
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 222
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص٢٢٢