قلمى دارد كه اگر آن را به نوشتن حركت دهد كارگرتر از شمشير از نيام كشيده پهلوان جنگجوست . »
مؤلف گفت : اين ثابت از مردان تيزهوش و كارمندان لايق بود .
با رايزنى با وى بسيار قاعدهها محكم شد . ولايت و خلافت به مقتفى رسيد و راشد خلع گرديد . زيرا پس از بيرون رفتن راشد از اقامتگاه خلافت سلطان مسعود با على بن طراد زينبى مشورت كرد درباره خلافت .
على بن طراد وزير مستر شد بود و سلطان پس از ماجراى مسترشد او را حبس و زنجير كرد سپس على را آزاد كرد و همصحبت خود قرار داد و او در انتخاب خليفه اشاره به بهترين خليفهها و نيكوترين مخلوقات ابو عبد اللّه محمد بن المستظهر نمود .
با ابو عبد اللّه به خلافت بيعت گرديد و ملقب به المقتفى لامر اللّه شد در ماه ذى قعده سال 530 و وزيرش شرف الدين على زينبى گرديد . تمام مردم بر بيعت با وى همداستان بودند و آرزوهاى تشنه بر چشمه زلال وى اجماع و اتحاد كردند .
سلطان به سوى خطه جبل با اطمينان به حاصل شدن آرزو حركت كرد . به سلطان گزارش داده شد كه اتابك منكوبرس بر قيام عليه وى مستعد است و اشتغال به جمع كردن سپاه و استمداد از همسايگان دارد با ساز و برگ جنگ .
سلطان اتابگ قراسنقر را به اصفهان فرستاد كه سر راه بر منكوبرس بگيرد و او را مانع گردد . اتابگ قراسنقر با يرنقش بازدار و جاولى جاندار و سنقر صاحب زنجان حركت كردند . اينان بزرگان امراء و بازوان زورمند دولت و پايههاى محكم آن بودند . در حقيقت اين اميران مالك شهرها و ساكنان آنها بودند به اصفهان هنگامى كه رسيدند ابتداى قحطى اجناس در
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 218
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص٢١٨