تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
خود ديد كه كارها درهم شد و نقصانها دررسيده و سببهاى آشكار خرابيها از مبدء مقامات يعنى وزيرست . انوشروان را به جهت نرمخوئى و كبرسن ناتوان ديد . پس عزل وى را با احترام مصلحت ديد و گمان كرد كه اگر از جماعت درگزينان كسى را وزارت دهد رسوم كهنه شده اقتدار و سطوت را بار ديگر احيا و نو مىكند . پس عماد الدين را عهده‌دار وزارت كرد ولى او نه ستونى استوار كرد و نه محكم‌كارى دانست . تنها در راه سلامت رهسپر شد و قانع به مسند و علامت و مهر وزارت گرديد . درين ايام كمال الدين ثابت قمى كامل مرد شجاع در منصب استيفاء سر مىكرد و او در زمان عمويم از نايبان ديوان و برخورداران نيكوئىهاى وى بود . كمال الدين تيرى كارگر و صرافى تيزهوش در بازار معرفت بود . سلطان به خود و عقيده او مأنوس بود و با وجود او از وزيران بىنياز گرديد . اوست كسى كه قاضى ابو بكر ارجانى قصيده‌اى در مدح او مىگويد از آن قصيده اين ابياتست : از ستاره پروين با مقام بلندى كه دارد حال مرا بپرس . آيا همنشينى چون من ديده كه شب را به روز برساند . « با پروين شب‌زنده‌دارى مىكنم تا چشمش از بيدارى خسته مىشود و صبح هنگام مىگريزد و مىرود . منزل معهود آنان را ابرى سيراب كناد كه از سبزه‌هاى تازه رسته تو گوئى روى زمين را پر كبوتران پوشانده است . چشم من در ريزش باران و ابر را تعليم مىداد اگر دست پرريزش ثابت نبود .