تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
طلب اجازه كردن براى ما مشكل است . فرمانهائى با مهر و امضاء به ما مرحمت بفرما براى مقصودها و غرض‌هائى كه پيش مىآيد . اگر كارى شايسته كه متضمن صلاح و سود كشور باشد اتفاق بيفتد فرمانى با امضاء و علامت تو صادر خواهيم كرد و هيچكس از دور و نزديك با آن مخالفت نخواهد كرد . مهر سلطان سنجر در زير قوس طغرا و بالاى جمله بسم اللّه ( توكلت على اللّه ) بود . درگزينى چندين فرمان نانوشته ولى مهر شده از سنجر گرفت و آنها را وسيله‌هاى دست‌درازى به جان‌ها و نواميس قرار داد . اولين فرمانى كه درگزينى جعل كرد و زير مهر مخصوص سنجر فرمان را نوشت مربوط به كشتن عزيز بود . مخاطب اين فرمان مجعول بهروز اخته صاحب تكريت بود . اتفاقا بهروز اخته در سپاه سلطانى همراه درگزينى بود ولى وى را با ترس و لرز به اجراى فرمان وادار كرد و ازو خواست كه طبق مفاد آن عمل كند . مرد اخته بيمناك شد و به والى تكريت نجم الدين ايوب نامه نوشت و درين قضيه مهم به وى گفت : ( اين فرمان سلطانيست كه همراه دوست وزير به تو مىرسد . سلطان ترا به كشتن عزيز يا واگذار كردنش به دوست وزير و فرستادن او مأمور فرموده است . اگر سرپيچى كنى به خشم من خشنود شده‌اى و گناهى در عدم اجراى دستورم مرتكب گرديده‌اى . ) والى تكريت نجم الدين مردى خداترس بود صلاح نديد كه مردى مسلمان را به دژخيم تسليم كند . برادرش اسد الدين شيركوه نيز از ماجرا آگاه شد و مانع گرديد كه فرمان رسيده اجراء گردد . شيركوه با برادر خود نجم الدين در باز - گرداندن حامل فرمان شركت كرد . او را با خلعت‌ها و هدايا باز گرداندند . شيركوه هم‌صحبت و رفيق عزيز بود و از وجود وى كسب