تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
بهروز يكى از ياران درگزينى را كه چون درگزينى مردى بىدين و تباهكار بود همراه داشت . هنگامى عزيز كه خدايش بيامرزاد . دانست كه وى تسليم گرديده شده و با آنكه وى را آگاه نكرده بودند رسيدن مصيبت را احساس كرد برپا خاست كه دو ركعت نماز بگزارد . در ركعت اول سوره كهف را خواند و در ركعت دوم به سوره ياسين پرداخت . نماز عزيز بر مرد خداناشناس لعنت شده طولانى نمود پس او را در حال سجده ضربت زد . عزيز در حال مناجات با معبود جان داد و به سعادت شهادت فائز شد . عزيز از روزى كه حبس شده بود بسيار عبادت مىكرد . روز را روزه داشت و شب را شب زنده‌دارى مىكرد . كشتن عزيز در سال 527 واقع شد و عمر وى درين هنگام 55 سال بود . اين واقعه اتفاق افتاد درحالى كه سلطان طغرل از آن آگاه نبود . درين مصيبت براى پندپذير عبرت و پند است . زيرا پس از قتل درگزينى سلطان طغرل از حال عزيز جويا شد و او را طلب كرد . سلطان را به حادثه و مصيبت عزيز آگاه كردند . پس سلطان وزير را به علت بديها و فتنه‌انگيزى و آتش‌افروزى لعنت كرد . شگفت آنكه ميان قتل عزيز شهيد و كشتن درگزينى وزير بىدين تنها چهل روز فاصله بود .

بيان كشتن درگزينى وزير و پايان كار سلطان طغرل

مؤلف كه خدايش بيامرزاد گفت : پيش ازين بيان كرديم كه سلطان طغرل از مقابل سلطان مسعود و آق سنقر با افرادى معدود كه از سپاهيانش