استقرار صحت به بزرگى وزارت برسد . دوستان شروع كردند به باز آوردن درگزينى و طبق ميل وى تبليغ مىكردند . درحالى كه وى در خانه انوشروان نشسته بود مردم پشت سر هم به وى وارد مىشدند و در وزارت او گفتگو مىكردند .
انوشروان هنگامى از جريان كار آگاه شد كه درگزينى از خانهء او خارج شده بود و بر مسند وزارت نشسته بود .
به انوشروان اجازه داده شد كه به جايگاه اصلى خود ( بغداد ) عودت كند . او نيز غنيمت و استفاده را در رفتن يافت . غنيمت يافت سلامت يافتنى كه در حساب نمىآمد با آن وضع و آن روزگار .
مؤلف گفت : مدت وزارت انوشروان همانطور كه خود درين موضوع آورده يك سال بوده است . من الان آنچه را كه خود انوشروان از شرح وزارتش در كتاب آورده بيان مىكنم .
بيان وزارت شرف الدين ابو نصر انوشروان بن خالد
انوشروان گفت : من در شهر امن و امان « بغداد » ساكن بودم و در پناه نگاهدارى خداوند كه بهترين پناهگاههاست مىگذراندم . نامه سلطان محمود و انگشترى وى به من رسيد . همچنين قاصد و خدمتكارش نيز رسيدند و مرا تحريك برفتن به سوى وى و شتاب نمودن در ايستادن مقابلش نمودند .
هنگامى كه به حضور سلطان رسيدم با فرمان محكم زبانى به عهده گرفتن وزارت مأمورم فرمود . پس خلعت وزارت و اسبابهاى زيوردار چون دوات زرين و سلاحهاى جواهرنشان را تكميل فرمود .
مدت يك سال و چند ماه بر مسند وزارت نشستم ولى توانائى حرفى