دادند . به فرمان شريعت خانه من به وى انتقال يافت و با تقلب و تزوير باطل و دروغى را بدلائل واضح حق نمود .
انوشروان گفت : درگزينى بىمحابا به گناهان و ريختن خون نيكان دست بگشوده بود گاهى تظاهر به سنىگرى مىكرد براى ريختن خون يك سيد علوى .
ايامى داعيه تشيع نشان مىداد براى كشتن پيشوايان سنى مذهب .
از جمله كسانى را كه معدوم كرد و خونشان را بريخت علاء الدوله رئيس همدان بود . علاء الدوله جوانى زيبا با نسبى بزرگ بود . در اصفهان در مجلس وعظ حاضر شده بود پس مردى از دوستان درگزينى به سوى او برپا خاست و با كاردش به وى زد و رگ گردنش را بريده او را شهيد ساخت .
همچنين عين القضاة ميانجى همدانى كه از بزرگواران پيشوا و اولياى صاحب كرامت بود توسط درگزينى كشته شد .
عين القضاة جانشين ابو حامد غزالى كه خدايش بيامرزاد از نظر تأليفات دينى و تصنيفات بود . ( ظاهرا مقصود امام احمد برادر ابو حامد محمد غزالى باشد )
نادانان روزگار كه خود را در لباس دانشمندان و اهل علم مىنمودند بر وى رشك بردند . وزير نيز آنان را در آزار عين القضاة تحريك كرد .
كار به آنجا رسيد كه درگزينى در همدان او را بردار كرد و از خدا و ايمان نترسيد .
همچنين امير علاء الدوله را در شهر يزد . در ريختن خونش و پاره كردن پرده احترامش وزير كوشش كرد .
نيز رئيس ساوه را در بند و حبس افكند سپس او را بكشت و خانواده - هاى كهن و بزرگ را جستجو مىكرد و آنها را از ريشه مىافكند .
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 178
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص١٧٨