تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
كه بدون دليل موجه يكى را تقديم و ديگرى را تأخير داده است . درگزينى همواره در نقشه و توطئه به نكبت افكندن و ادبار مختص - الملك بود . او را با بدزبانى و سخنهاى ركيك آزرده مىكرد و در عين حال با اسماعيليان در كشتن وى نهانى قرارداد مىنهاد كه فكر خود را آسوده كند . ولى مختص الملك نيز مردى بااحتياط و در كارها بيدار و نگهدار خود بود . درگزينى بندهاى مكر و حيله خود را بر مختص الملك تنيد . چند نفر از اسماعيليان را به خراسان فرستاد . ازين جمله يكى واسطه برانگيخت كه در اصطبل مختص الملك براى تيمار چارپايانش مأمور باشد . مختص الملك روزى اراده كرد كه اسبانش را ببيند . سپس تيمار كننده معهود درحالىكه عريان بود حاضر گرديد و كاردى ميان پيشانى كره اسبى پنهان كرده بود . اسب را رها كرد كه حركت كند . از پيشانى اسب آن كارد را بيرون آورد و با جهش كشتن‌گاه مختص الملك را ضربت زد . مرگ وى بر بزرگان بسى سخت آمد . قاتل را بفور تكه‌تكه كردند . اين حادثه در ماه ربيع الاخر سال 521 اتفاق افتاد . همواره درگزينى در دنبال بزرگان بود . برخى از آنانرا آشكارا به فرمان سلطان مىكشت و برخى از آنان را نهانى توسط اين مددكاران به قتل مىرساند . مؤلف گفت : علت تمايل اسماعيليه به درگزينى اين بود كه امير شيرگير كه خدايش بيامرزاد به محاصره قلعه الموت مشغول بود و نزديك شد كه آن را فتح كند و آرزوها به حقيقت پيوندد . چون سلطان محمد از دنيا رفت و فرزندش سلطان محمود به سلطنت نشست . درگزينى در دولت صاحب مقام شد . در گرفتن امير شيرگير مكر به كار برد و درخواست كرد كه او را از قلعه بياورند . همچنين توطئه و حيله‌ها
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 171 | فتح بن على بندارى اصفهانى / محمد حسين جليلى