درگزينى اولين كشاورزى بود كه كار با گاو جفت را رها كرده بود و به طمع عزت و مقام افتاده بود . به مقام عالى رسيد و در مسند كشور دارى تكيه زد و به حمله به مردم و ريختن آبرو و پاره كردن پردهء احترام آنان پرداخت .
خونريزى را مباح مىدانست و ازينرو خون مىريخت به كارهاى زشت دست زد و كارهاى مشروع و درست را منكر مىگرديد . با نيكان شرافتمند به دشمنى برخاست . ترتيب و نظم كشور را بگسيخت . آشكارا مذهب اسماعيليه را تبليغ مىكرد و بالاتر آنكه سنت روزگار جاهليت را اظهار مىنمود .
شروع به حمله و كشتن آزادگان كرد . پردههاى آبروى افراد را پاره كرد . از جمله كسانى را كه مورد حمله و قتل قرار داد قاضى زين الاسلام ابو سعد محمد بن نصر بن منصور هروى بود كه يگانه روزگار بود و به كارهاى معروف شهرت داشت .
قاضى درماندگان را اميدگاه بود . او درياى دانش بود و دانشمندى كمنظير . در داوريها همواره از روى داد و عدالت حكم مىداد و حقا در حكم عادل و خداترس بود . در دل فرمانروايان روزگار قاضى داراى مقبوليت بود .
سلطانان از نصيحت و خيرخواهى و مشورت وى سرپيچى نمىكردند .
قاضى از جانبداران عموى من عزيز بود و به سر آمدن در دانش و فضيلت مخصوص بود . مقرر و ثابت شد پس از وزارت درگزينى كه نامه سلطان اعظم سنجر را قاضى ببرد .
قاضى با بزرگوارى فراوان به خراسان رفت . اين كار بر اين وزير بسيار سخت آمد و خاطرش را مشوش ساخت . وزير دانست كه چون قاضى در حضور سنجر حاضر گردد پرده وى پاره مىشود و حقيقت كارهايش
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 168
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص١٦٨